الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)
مقدمه 11
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)
اميد آنكه در حوزههاى علميّه صحف ادعيه و اذكار كه از ائمّهء اطهار ما صادر شدهاند ، و بيانگر مقامات و مدارج و معارج انسانند از متون كتب درسى قرار گيرند ، و در محضر كسانى كه زبانفهم و اهل دعا و سير و سلوكند و راه رفته و راه نمايند درس خوانده شوند . در نظر اين كمترين اول « مفتاح الفلاح » شيخ بهائى ، و پس از آن « عدّة الداعى » ابن فهد حلّى ، و بعد از آن « قوت القلوب » ابو طالب مكّى و سپس « اقبال » سيّد بن طاوس ، و در آخر انجيل اهل بيت و زبور آل محمّد « صحيفهء كاملهء سجّاديّة » در عداد كتب درسى در آيند كه نقش خوبى در احياى معارف اصيل اسلامى است . البتّه فهم و تعليم و تعلّم آنها بدون معرفت به علوم ادبى و معارف نقلى و عقلى و عرفانى صورت پذير نيست ، از تو حركت و از خدا بركت ليس للانسان الّا ما سعى . و شك نيست كه نيل بدين معارف نورى الهى از بسيار مباحث رائج و دارج ، به مراتب مفيدتر است بلكه به نسبت و قياس در نمىآيد ، آن كجا و اين كجا . معلّم بزرگ آية اللَّه مرحوم آخوند ملا حسينقلى همدانى كه به فرمودهء بعضى از مشايخ ما سيصد تن از اولياء اللَّه در محضر انور او تربيت شدهاند ، مىفرمود : كتاب « مفتاح الفلاح » شيخ بهائى براى عمل كردن خوب است . ششمين كتاب جامع عظيم الشّأن « كافى » ثقة الاسلام كلينى كتاب دعا است در شصت باب ، حافل چهار صد حديث از وسائط فيض الهى كه هر باب آن درى به روضهء رضوانست ، و هر حديث آن شاخهاى از شجرهء طوباى ايمان . تا چه رسد به جوامع كبار از قبيل « وافى » و « بحار الانوار » و « عوالم » و « فصل الخطاب » و نظائر آنها . جزء دوم مجلد نوزدهم « بحار » صد و سى و يك باب و خاتمه ، در اذكار و ادعيه است كه چندين برابر كتاب « كافى » ياد شده است . علاوه اينكه در كتب و ابواب ديگر « كافى » و « بحار » نيز به مناسباتى در ادعيه و اذكار احاديثى روايت شده است .