الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)
98
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)
و بعضى در معرض اعتراض در آمده ، برين كلام بر شيخ مذكور اقامت ايراد نموده گفتهاند كه : اين معنى ملايمت ندارد بقوله : عند قبر رسولك زيرا كه بعد از فوت قرار در نزد قبر پيغمبر - صلوات اللَّه عليه و آله - وجهى ندارد ، پس اين معنى از جادّهء استقامت بر كنار باشد . و جواب اين را چنين گفتهاند كه : مراد به آخرت نه بعد از يوم القيامة است بلكه مقصد قبل از يوم القيامة است يعنى ايّام الموت . و مراد آنكه : مسكن در حال حيات و مدفن من بعد از ممات در مدينهء مقدّسه بوده باشد - على ساكنها و آله أفضل الصّلوات و أكمل التّحيّات - . و لبّيك و سعديك ، به معنى « اقامتست بر طاعت تو بعد از اقامتى ، و مساعدتست بر امتثال امر تو بعد از مساعدتى » . مترجم گويد : « ببايد دانست كه ارباب نحو در بعضى مواضع حذف فعلى را كه ناصب مفعول مطلق باشد جايز مىدانند گاهى كه آنجا قرينه باشد حال يا مقال چنان كه گوئى كسى را كه از سفر آيد : « خير مقدم » كه درين تقدير است كه قدمت خير قدوم » . و در بعضى مواضع حذف فعل ناصب را واجب مىدانند و اين بر دو قسم است : سماعى و قياسى . سماعى آنست كه آن را ضابطه و قاعده نيست كه بر آن قياس توان كرد بلكه در آن به سماع اختصار بايد كرد ، و اين قسم حذف بسيار است ، از آن جمله مثل « حمدا و شكرا » كه نصبش بر مصدريّت است ، و درين تقدير است كه : احمدك حمدا و اشكرك شكرا . و ذكر ناصب ايشان در كلام عرب جايز نيست . و قياسى آنست كه آن را ضابطه و قاعده هست كه بنا بر آن قياس توان كرد ، و اين قسم حذف نيز بسيار است چنانچه در كتب عربيّت مذكور است . و از آن جمله موضعى كه حذف ناصب مفعول مطلق به طريق قياس واجبست موضعى است كه مفعول مطلق تثنيه واقع شده باشد و اگر چه به معنى تثنيه نباشد بلكه غرض از وى تكرير و تكثير باشد ، مثل « لبّيك » كه در اصل « البّ لك البابين » بود پس