الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)

70

منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)

بعد از موت مذكور گردى ، يا قصد آن كنى كه حضرت عزت ترا فرزند صالحى كرامت فرمايد كه بعد از موت تو از فوايد صلاح و تقواى او و دعوت نمودن او مردم را به راه راست ترا بهره‌مندى و خرسندى باشد . و امّا قول حضرت ابراهيم - على نبيّنا و عليه السّلام - : وَ اغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كانَ مِنَ الضَّالِّينَ ، يعنى « بار خدايا بيامرز پدر مرا بدرستى كه او از جملهء گمراهان است » بحسب ظاهر منافى مذهب اماميّه است ، زيرا كه مذهب اماميّه آنست كه پيغمبران را پدر تا حضرت ابو البشر - على نبيّنا و عليه السّلام - همه بر جادّهء مستقيم و دين قويم بوده‌اند ، و از شبهات كفر و شرك منزه [ و مبرا بوده‌اند ] . و ارباب حال و اصحاب كمال منافات مذكور را چنين توجيه كرده‌اند كه : آزر عمّ حضرت ابراهيم عليه السّلام است ، و عرب عمّ را پدر مىنامند ، لهذا آن حضرت عمّ را به لفظ آبى گفته ، و الّا نام [ نامى ] پدر ابراهيم عليه السّلام چنانچه از دفاتر سير به صحّت و ثبوت رسيده است تارخ است نه آزر . پس به اين توجيه منافات نباشد ، نهايتش در اين كلام نيز محل گفتگو باشد « 1 » زيرا كه طلب مغفرت از جهت مشركان و كافران منهىّ عنه است پس چون تواند بود كه حضرت ابراهيم عليه السّلام آمرزش از براى آزر بت‌تراش طلب نموده باشد ؟ و ممكن است كه در جواب اين گوئيم : مىتواند بود كه در آن ملّت طلب مغفرت از براى مشركان ممنوع نبوده باشد ، يا آن زمان كه حضرت طلب مغفرت او نموده‌اند ممنوع نبوده باشد و بعد از آن منهى شده باشد . و فقرهء : و اجعلنى من زوّارك ، كه در دعاى دخول مسجد واقع است به اين معنى است كه « خداوندا مرا در سلك جماعتى انتظام ده كه همهء اوقات ، ملتجى به حضرت تواند ، و قاصد آنند كه متوسّل درگاه تو باشند » . « و عمّار مساجدك » اشاره است به اينكه حضرت عزّت در كلام مجيد در سورهء

--> ( 1 ) البته اشكال مذكور در هر دو صورت وارد است ، پدر باشد يا عمو . و براى توضيح بيشتر به تفسير آيهء 114 از سورهء توبه مراجعه شود .