الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)

53

منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)

چهارم - آنكه مراد به « يسار » در مقابل « يمين » نباشد بلكه يسار در مقابل « اعسار » باشد و تنگى معاش ، كه به معنى توسعه و فراخى حال است ، و مراد از آن كثرت طاعات و عبادات باشد ، يعنى « عطا كن به من خلود در بهشت را به سبب بسيارى طاعت و وفور عبادت من » و برين تقدير نيز باى بيسارى باى سببيّت خواهد بود ، و در كلام ايهام تناسبى رعايت شده خواهد بود و آن عبارت است از آنكه جمع كنند در كلام ميان دو لفظ كه بحسب معنى كه از ايشان اراده شده مناسب هم نباشند ، نهايتش ايشان را يا يكى از ايشان را معنى ديگر باشد كه به اعتبار آن معنى مناسبت با هم داشته باشند ، مثل قوله تعالى : الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ * وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدانِ . « 1 » كه نجم درين كلام به معنى ما ينجم من الارض استعمال شده ، يعنى « آنچه از زمين برويد و او را ساق نباشد » . و ظاهر است كه به اين معنى مناسب شمس و قمر نيست ، نهايتش به اعتبار معنى ديگر كه آن كوكب است مناسب است . و از اين قسم است حديث مشهور : لا يزال المنام طائرا حتّى يقصّ « 2 » فاذا قصّ وقع . يعنى « هميشه خوابى كه ديده باشند مانند مرغ پرنده در پرواز مىباشد مادام كه قصّه نشود و آن را وانگويند ، چون قصّه كردند و واگفتند مىافتد » كنايه از آنكه خواب را تا وانگفتند اثر آن از نيكى و بدى به ظهور نمىرسد ، چرا كه در اين حديث يقصّ به معنى قصّه كردن كه ازو اراده شده مناسب ظاهر نيست كه با او در كلام جمع است ، نهايتش او را معنى ديگر هست كه به آن معنى مناسبت به او دارد چه قصّ در لغت عرب به معنى بريدن بال نيز آمده است ، پس نظر به آن معنى ، معنى كلام اين چنين خواهد شد كه مرغ خواب هميشه در پرواز است تا بال او را نبريده‌اند چون بال او بريده شود مىافتد . و اين معنى اگر چه مقصود نيست امّا اجراء كلام برين وجه از اقسام بلاغت است . و اين وجه اگر چه به قدر دورست امّا خالى از لطفى نيست - و اللَّه أعلم » . « و مقطّعات » - به قاف و طاء مهملهء مفتوحه - در لغت عرب هر جامه‌اى را مىگويند

--> ( 1 ) سورهء الرحمن : 55 - آيهء 5 و 6 . ( 2 ) يقتصّ - خ ل .