الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)

43

منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)

بعد از آن مضمضه كردند يعنى سه مرتبه به دست مبارك آب در دهان كردند ، و در آن حين مبادرت به خواندن اين دعا فرمودند : اللّهمّ لقّنّي حجّتى يوم القاك ، و اطلق لسانى بذكراك . يعنى « بار خدايا تفهيم من كن و به زبان من ده حجّت مرا روزى كه به موقف لقاى تو در آيم تا به آن توسّل جويم به جواب آنچه از من پرسند ، و گويائى ده زبان مرا به ذكر خود تا هميشه به آن مشتغل باشم » . گفت بعد از آن استنشاق كردند يعنى سه مرتبه به دست مبارك آب در بينى كردند و در آن حين تكلّم به اين دعا نمودند . اللّهمّ لا تحرّم علىّ ريح الجنّة ، و اجعلنى ممّن يشمّ ريحها و روحها و طيبها . يعنى « بار خدايا حرام مگردان بر من نسيم بهشت را ، و بگردان مرا از جملهء آن كسانى كه استشمام آن مىكنند و از نكهت و بوى خوش آن دماغ جان را معطّر مىسازند » . گفت : بعد از آن روى مبارك را شستند و در حال غسل اين دعا را بر زبان مبارك گذرانيدند : اللّهمّ بيّض وجهى يوم تسودّ فيه الوجوه ، و لا تسوّد وجهى يوم تبيضّ فيه الوجوه . يعنى « بار خدايا سفيد رو گردان مرا روزى كه بندگان گناهكار تو از خجلت بسيارى گناه خود سياه رو مىشوند ، و سياه رو مگردان مرا روزى كه بندگان نيكو كردار تو در جزاى حسن كردار سفيد رو مىباشند » . بعد از آن دست راست را شستند ، و در حال شستن آن مشغول خواندن اين دعا بودند : اللّهمّ اعطنى كتابى بيمينى ، و الخلد في الجنان بيسارى ، و حاسبنى حِساباً يَسِيراً . يعنى « بار خدايا در موقف عرصات كه نامهء اعمال نيكوكاران به دست راست ايشان داده مىشود ، و نامهء سيّئات بدكرداران به دست چپ ، تا بر اعمال خود اطّلاع يابند و جزائى كه به ايشان رسد حق و عين معدلت دانند ، نامهء اعمال مرا به دست راست من ده ، و از تقصيرات من كه مقتضى نامه به دست چپ دادن باشد در گذر ، و خلود بهشت