الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)
33
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)
شستن آن واجب است آنست كه انگشت مهين و ميانين « 1 » آن را فرا گيرد ، چنانچه صحيحهء زرارة بن اعين كه از امام الباطن و الظّاهر امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كرده است ناطق به آنست ، و تفصيل دادهايم كلام را در اين باب در شرح حديث چهارم از كتاب « اربعين » فارجع اليه ان كنت من الطّالبين . مترجم گويد : « ببايد دانست كه بيان طول و عرض رو كه در وضو شستن آن واجب است بنا بر آنچه در جميع كتب فقهى مذكور است و در ميان علما مشهور ، از رستنگاه موى پيش سر است تا آخر زنخ « 2 » در طول ، و آنچه انگشت مهين و ميانين آن را فرا گيرد در عرض . امّا آنچه معتقد مصنّف - طاب ثراه - است چنانچه در « اربعين » و كتاب « حبل المتين » و ديگر مصنّفات خود بيان كرده آنست كه در كتاب مذكور است كه : حدّ الوجه طولا و عرضا ما دارت عليه الابهام و الوسطى : يعنى « تعيّن نهايت طولى و عرضى روى كه در وضو ، شستن آن واجب است آنست كه انگشت مهين و ميانين آن را فرا گيرد طولا و عرضا » . بر اين وجه كه سر انگشت ميانين را بر رستنگاه موى سر بايد گذاشت و سر انگشت مهين را بر سر زنخ ، و هر دو انگشت را اداره « 3 » فرمود آنقدر كه سر انگشت ميانين به سر زنخ بيايد ، و سر انگشت مهين بجاى آن بر رستنگاه موى سر قرار گيرد ، و از ادارهء هر دو سر انگشت شبيه دائره بهم رسد ، آنچه در اين دايره داخل باشد روست و آنچه خارج باشد غير رو . و توضيح اين اجمال و تنقيح اين مقال بر وجه كمال احتياج به بسطى در كلام دارد كه مقام را گنجايش آن نيست ، و شيخ المحقّقين - خلّدت ظلال افضاله الى يوم الدّين - آن را در ترجمهء كتاب « اربعين » در نمايش دويّم از شرح حديث چهارم آن كتاب به احسن نظام سمت انتظام دادهاند ، رجوع به آنجا بايد نمود - و اللَّه الموفّق و المعين » .
--> ( 1 ) يعنى شصت و انگشت بزرگ دست كه در وسط انگشتان قرار دارد . ( 2 ) زنخ : چانه . ( 3 ) دور دادن ، گرداندن .