ضامن بن شدقم الحسيني المدني (مترجم: شانه چى)
29
وقعة الجمل (نبرد جمل) (فارسى)
بود و دوست داشت بعد از عثمان ، طلحه يا زبير امر خلافت را به دست گيرند . گفتهاند پس از كشته شدن عثمان كسانى به بلاد مختلف رفتند تا خبر مرگ او را به مردم برسانند وقتى كه يكى از آنها به مكّه آمد و اين خبر به عايشه رسيد از كشته شدنش اظهار خوشحالى كرد و گفت : « اعمال و رفتارش او را كشت او كتاب خدا را سوزانيد و سنت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم را ميراند و خداوند او را هلاك كرد » سپس پرسيد : « مردم با چه كسى بيعت كردند ؟ » پيام رسان به او گفت : « از مدينه دور نشده بودم كه طلحه بن عبيد اللّه اموال را در اختيار گرفته و كليدهايى براى بيت المال ساخته بود بدون شك مردم با او بيعت كردهاند » . عايشه گفت : « آفرين چند انگشتى [ ذالاصبع ] ! تو را براى اين كار كافى و پسنديده خواهند يافت » سپس گفت : « بار سفرم را ببنديد كه عمره را به جا آوردم و بايد به خانهام برگردم » . كاروان آماده شد و او بر مركب سوار شد و حركت كردند تا به منزلگاه سرف « 1 » - مكانى كه به اين نام معروف بود - رسيدند . در آن جا عبيد بن امّ كلاب « 2 » با او ديدار كرد عايشه به او گفت : چه خبر دارى ؟ گفت : عثمان كشته شد . عايشه گفت : آيا نعثل كشته شد ؟ گفت : آرى نعثل كشته شد . عايشه گفت : از ماجراى او خبر بده ، سرانجام او چه بود ؟ گفت : وقتى مردم او و خانهاش را در بر گرفتند ديدم كه طلحه بن عبيد اللّه بر كارها چيره شده و كليدهايى براى بيت المال و خزائن فراهم كرده و آماده است تا با او بيعت كنند اما چون عثمان به قتل رسيد مردم به سوى على بن ابى طالب متمايل شدند و طلحه و ديگران را با او برابر نكردند و به دنبال على رفتند و اشتر و عمار
--> ( 1 ) سرف : به فتح سين و كسر راء در شش ميلى مكّه در مسيرى سخت - معجم ما استعجم ، 1 ، 735 . ( 2 ) در الكامل فى التاريخ ، ج 3 ، 206 گفته است : عبيد بن ابى سلمه كه همان ابن ام كلاب است .