الشهيد الثاني (مترجم: مجد الادباء خراسانى)
88
مسكن الفؤاد (تسلية العباد) (فارسى)
رسول خداى - صلى الله عليه و آله - مشرف شد و ماجراى را به عرض رسانيد . آن حضرت فرمود : « بارك الله في وقعتكما » « خداى عز و جل مواقعهء شما را مقرون به بركت دارد . » پس از آن ، آن حضرت فرمود « الحمد لله الذى جعل من امتى مثل صابرة بنى اسرائيل . » : « حمد خداى را كه از امت من چون صابرهء بنى اسرائيل قرار داده است . » گفتند : يا رسول الله قصهء آن زن چيست و صبر او چگونه بوده است ؟ فرمود : « كانت في بنى اسرائيل امرأة لها زوج و لها منه غلامان ، فامرها بطعام ليدعو عليه الناس ، ففعلت و اجتمع الناس في داره ، فانطلق الغلامان يلعبان فوقعا في بئر كان في الدار ، فكرهت ان ينغص على زوجها الضيافة ، فادخلتهما البيت و سبحتهما بثوب ، فلما فرغوا دخل زوجها و قال اين ابناى ؟ قالت هما في البيت و انها كانت قدّمت بشىء من الطيب و تعرّضت للرجل حتى وقع عليها . ثم قال اين ابناى ؟ قالت هما في البيت . فناداهما أبوهما فخرجا يسعيان . قالت المرأة سبحان الله و الله لقد كانا ميّتين و لكن الله تعالى احياهما ثوابا لصبرى . » « 1 » : « در بنى اسرائيل زنى بود و شوهرى داشت و از آن شوهر او را دو پسر بود . شوهر امرش فرمود كه تدارك طعامى كند تا مردم را بر آن طعام بخواند . زن به تدارك و كفايت امر شوهر پرداخته و مهمانها در خانه مجتمع شدند و پسرها در فضاى سراى به بازى اشتغال داشتند . ناگاه به چاهى كه در سراى بود ، در افتادند و جان بدادند . زن آگاهى يافته ناخوش داشت كه ضيافت بر شوهرش ناگوار افتد . فرزندان را از چاه بر كشيد و در حجرهاى خوابانيد و روى آنها را به جامهاى پوشيد و به كار خود مشغول شد . چون از آداب مهمانها فراغت يافتند ، مرد سراغ فرزندان كرد . گفت . در حجره و به بازى مشغول هستند . و زن خود را آراسته و بوى خوش به كار برده در چشم شوهر جلوه داد و مرد را بر انگيخت تا با او بر آميخت و فراغت جست و باز پرسش فرزندان را از او نموده گفت در حجره و به طبع خود سرگرم بازى مىباشند . مرد آنها را آواز داد . ناگاه از حجره بيرون آمده به طرف پدر شتافتند . زن گفت : پاك و منزه است خداى ، به خداى قسم كه هر دو فرزندان مرده بودند . و خداوند تبارك و تعالى آنها را به ثواب صبر و شكيبايى من حيات مجدد بخشيده است . »
--> ( 1 ) بحار الانوار 82 : 150 .