الشهيد الثاني (مترجم: مجد الادباء خراسانى)

77

مسكن الفؤاد (تسلية العباد) (فارسى)

صلى الله عليه و آله و سلم - حضور يافتم . به درستى كه از پيغمبر خداى - صلى الله عليه و آله - شنيدم كه فرمود : « من كان له ابن و كان عليه عزيزا و به ضنينا و مات فصبر على مصيبته و احتسبه ابدل الميت دارا خيرا من داره و قرارا خيرا من قراره و ابدل المصاب الصلاة و الرحمة و المغفرة و الرضوان . » : « كسى كه او را فرزندى عزيز باشد و دل نتواند داد كه از دست او برود و آن فرزند بميرد و پدر صبر و احتساب در مصيبت او پيش گيرد ، خداوند كريم رئوف و رحيم عطوف ، فرزند را خانه‌اى بهتر از خانهء دنيا و آرامگاهى نيكوتر ارزانى دارد و پدر او را رحمت و رضوان و روح و ريحان و آمرزش و غفران ذخيره فرمايد . » مانديم تا پسر در گذشت . در اين اثنا بانگ نماز بر آمد و رفتيم كه نماز ظهر بگزاريم . چون باز آمديم پسر را غسل داده و حنوط كرده و كفن نموده بود و مردى جنازه بر گرفته انتظار حضور اخوان و جيران نكشيده بود . به معاذ ملحق شديم و گفتيم خدايت رحمت كناد و حسن عافيت دهد ! اى ابا عبد الرحمن ! چرا منتظر ما نشدى كه نماز بگزاريم و به جنازهء فرزند برادر خود حاضر شويم ؟ ! گفت : ما مأموريم كه اموات را در ساعتى كه جان به جان آفرين سپارند ، بر گيريم . خواه غنى باشد و خواه درويش . به قبر در آمد و ديگرى هم با او داخل قبر شد . چون خواست بيرون آيد ، دست دراز كردم كه مددش كنم تا از قبر برآيد . ابا كرد و گفت : ترك ادب خود را در شكر مدد تو براى اظهار قوت خويش نمىكنم ؛ ولى كراهت دارم كه جاهلى در من عجزى شناسد و جزعى از من ترا انديشد و فتور حالت مصيبت پندارد . پس به مجلس خود در آمد و روغن خواست و بر موى خود ماليد و سرمه طلبيد و بر چشم خود كشيد و اشارت كرد بردى را حاضر آوردند و در پوشيد و بيشتر از روزش را به تبسم گذرانيد و همى گفت : « إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ في الله خلف من كل هالك هلك و عزاء من كل مصيبة و درك لكلّ ما فات . » : « ما براى خداييم و به سوى او بازمىگرديم و در وجههء الهى ، جاىنشين از هر هالكى است كه هلاك شده باشد و صبر است بر هر مصيبتى ( و ) تلافى است آنچه را فوت شود . » و روايت شده است كه قومى در [ حضور ] حضرت على بن الحسين - سلام الله عليهما - بودند . خادمى را كه گوشت بريان مىنمود ، امر بشتاب فرمود . خادم ، گوشت بريان را به شتاب آورد و سيخ به آتش تافته از دست او بر سر فرزندى از آن حضرت رها