الشهيد الثاني (مترجم: مجد الادباء خراسانى)

75

مسكن الفؤاد (تسلية العباد) (فارسى)

و خداى تعالى در قصه موسى و خضر - على نبينا و عليهما السلام - مىفرمايد : و چنين معنى مىدهد « كه چگونه صبر توانى بر آنچه احاطه دانشمندى باطن بر آن ندارى ) « 1 » پس آنكه از روى كراهت صبر كند و شكايت به سوى خلق نبرد و به اظهار بيتابى ، پردهء خود ندرد ، صبر او صبر عام است و بهره و نصيبش آن كه خداى تعالى در آيهء كريمه مىفرمايد و چنين معنى مىدهد كه « صابران را بشارت ده » « 2 » يعنى به آمرزش و بهشت و آنكه پيشباز بلا كند و آن را مرحبا گويد و صبرش از روى سكينه و وقار است صبر او صبر خاص است و بهره و نصيبش آن كه خداى عز و جل فرمود و معنى چنين مىدهد كه « خداى با صاحبان صبر است » . « 3 » - « 4 » در برخى از حالات پيشينيان است در نزد مرگ فرزندان و دوستان آنها : مردم عرب در زمان جاهليت نه اميد ثواب داشتند و نه بيم عقابى مىپنداشتند . با اين حالت ، حفظ مراتب صبر را مىنمودند و بزرگى ( و ) فضل آن را مىشناختند و اهل جزع و بيتابى را سرزنش مىكردند و از شرايط حزم مىشمردند و زينت حلم بر خود مىبستند و جلوه رادى و جوانمردى مىدادند و فرار از خوارى و گرفتارى خويش را به حسن تسلّى ، پناه مىجستند ؛ به اين پايه و مايه كه چه بسيار كس كه فرزند و پدر و برادرش به هلاك مىرسيد و نام از او نمىبرد . چون اسلام آوردند و به ثواب صبر و خويشتندارى پى بردند ، بر ثبات و پايدارى و تحمل خود افزودند و براى خود مزيد ارتفاع و رتبت و ذخيرهء ذكر جميل و اجر جزيل شناختند . ابو الاحوص گفته است : بر ابن مسعود داخل شديم و سه فرزندش حاضر و جوانانى چون زر خالص و ديباى فاخر بودند ، چنان كه از جمال و بها و وقار و حياى آنها ، بشگفت فرومانديم . گفت : همانا از اين پسران بر من غبطه برديد و براى خود از خداى تعالى چنين فرزندان مىخواهيد . گفتيم : آرى : قسم به خداى ، مرد مسلم تمنّاى فرزند به مثل اينان براى خود مىكند . پس سر به سوى سقف خانه بلند كرد و بر آن سقف پرستوكها آشيانه بسته و بيضه گذاشته بودند . گفت : قسم به خدائى كه جانم در قبضهء قدرت اوست ، هر آينه اگر دست از خاك قبور اين فرزندان بيفشانم ، دوست‌تر مىدارم

--> ( 1 ) الكهف / 68 . ( 2 ) البقره / 155 . ( 3 ) البقره / 153 . ( 4 ) مصباح الشريعه : 501 .