الشهيد الثاني (مترجم: مجد الادباء خراسانى)
33
مسكن الفؤاد (تسلية العباد) (فارسى)
صبر عليها ام لم يصبر ، كان ثوابه من اللَّه الجنّة . » « 1 » : « كسى كه مصيبتى به او رسد ، چه جزع كند و چه نكند ، و شكيب آورد يا شكيب نياورد ، پاداش او از خداى تعالى بهشت است » . و هم از آن حضرت - عليه السلام - است : « ولد واحد يقدمه الرجل افضل من سبعين ولدا يبقون بعده يدركون القائم عليه السلام . » « 2 » : « يك فرزند كه پيش از پدر درگذرد ، بهتر از هفتاد پسرى است كه پس از او بمانند و به سعادت ركاب حضرت قائم - عجل اللَّه فرجه - رسند » . و ترمذى روايت كرده است به اسناد خودش به سوى پيغمبر خداى - صلّى اللَّه عليه و آله - فرمود : « ما نزل البلاء بالمؤمن و المؤمنة في نفسه و ولده و ماله ، حتى يلقى اللَّه عز و جل و ما عليه خطيئة . » « 3 » : بلائى وارد نيامده به مردى و زنى از اهل ايمان خواه بر خود و خواه بر فرزند و خواه بر مالش جز آنكه خداى عز و جل را ملاقات مىنمايد و بر او گناهى نخواهد بود » . از محمد بن خالد سلمى است از پدرش از جدش كه درك شرف صحبت حضرت رسالت - صلّى اللَّه عليه و آله - را كرده بوده است و گفته است : از رسول خدا شنيدم كه فرمود : « ان العبد اذا سبقت له عند اللَّه منزلة و لم يبلغها به عمل ابتلاه اللَّه تعالى في جسده او في ماله او في ولده ثم صبر على ذلك حتى يبلغه المنزلة التى سبقت اليه من اللَّه عز و جل . » « 4 » : « چون منزلتى در علم خداى تعالى براى بندهاى گذشته باشد و عملش او را به آن منزلت نتواند رساند ، مبتلا فرمايد او را به رنج جسد يا تلف مال يا مرگ فرزند كه بنده بر آن بليه شكيبايى آورد و در عوض صبرى كه كند ، خداى عزّ و جل او را به آن منزلت برساند » . و از ثوبان ، غلام پيغمبر خداى - صلّى اللَّه عليه و آله - است كه گفت : از رسول خداى - صلّى اللَّه عليه و آله - شنيدم كه فرمود : « بخّ ، بخّ ، خمس ما اثقلهنّ في الميزان ، لا إله الا اللَّه ، و سبحان اللَّه و الحمد للَّه ، و اللَّه اكبر ، و الولد الصالح يتوفى للرجل فيحتسبه . » « 5 » : « زهى پنج
--> ( 1 ) من لا يحضره الفقيه 1 : 111 / 518 ؛ البحار 82 : 116 / 8 . ( 2 ) ثواب الاعمال : 2336 . ( 3 ) سنن الترمذى : 4 : 28 . ( 4 ) سنن ابو داود 3 : 183 ؛ مسند احمد بن حنبل 5 : 272 ؛ الترغيب و الترهيب 4 : 283 ؛ الجامع الصغير 1 : 103 . ( 5 ) خصال صدوق : 267 ؛ مسند احمد بن حنبل 3 : 443 و 4 : 237 و 5 : 366 ؛ مستدرك الحاكم 1 : 511 ؛ الجامع الصغير 1 : 483 ؛ البحار 82 : 117 .