الشهيد الثاني (مترجم: مجد الادباء خراسانى)
163
مسكن الفؤاد (تسلية العباد) (فارسى)
تبارك و تعالى پرواى نعم دنيا را براى دشمنان خود هرگز در ساعتى ندارد ، و اگر جز اين بود ، دشمنانش بر دوستانش غالب نمىآمدند و بر ايشان جور و تطاول نمىتوانستند و ايشان را از حقوقشان اقتدار منع ، نمىيافتند ، و دشمنان او در أمن و اطمينان نمىزيستند و برترى و غلبه نمىجستند . اگر جز اين بودى ، زكريا و يحيى بن زكريا به ستم و دشمنى در سر زناكارى از زناكاران كشته نشدندى . و اگر جز اين بودى ، جد بزرگوارت على بن ابى طالب - عليهما السلام - هنگامى كه قيام به امر خداى فرمود مقتول به ستم نگرديدى و عم تو حسين فرزند فاطمه - صلى الله عليهما - به ظلم و دشمنى به شهادت نرسيدى . و اگر جز اين بودى ، خداى عز و جل در كتاب كريم خود نفرمودى كه « اگر نه اين بود كه مردم يك امت بر كفر شدندى ، هر آينه قرار مىدادم آنان كه كافر به خداوند رحمان باشند براى خانههايشان سقفها از نقره و پلّهها كه بر آنها به آن خانهها بالا روند و از جهت خانههايشان درهايى از نقره و تختها كه بر آن تختها تكيه زنند » ( و ) اگر نه اين بودى ، خداى تعالى در كتاب خود نمىفرمود كه « آيا گمان مىكنند كه آنچه ايشان را [ از ] اهل و فرزند به آن مدد مىدهيم ، براى ايشان سرعت و شتاب در خيرات و نيكوييها مىنمائيم ، بلكه نمىدانند » . اگر نه اين بودى كه در حديث نيامدى كه « اگر مؤمن اندوهناك نشدى ، هر آينه براى كفار سربندى از آهن قرار دادمى كه هرگز دردى بر سر ايشان نرسيدى » ( و ) اگر نه اين بود ، در حديث نيامدى كه « چون خداى تعالى بندهاى را دوست دارد ، بلا بر او فرو ريزد از غم و اندوه نتواند رست » ( و ) اگر نه اين بودى ، در حديث نيامدى كه « نيست از دو جرعه محبوبتر به سوى خدا كه بياشامد آنها را بندهء مؤمنى در دنيا ؛ يكى جرعهء خشمى كه آن را فرو خورد و ديگر جرعهء اندوهى نزد وقوع مصيبتى كه بر آن صبر نمايد به حسن شكيبايى و خرسندى ، و ذخيرهء اجر » . ( و ) اگر نه اين بودى ، هر آينه نمىبودند اصحاب پيغمبر خداى - صلى الله عليه و آله - آن را كه بر ايشان ستم راندى دعا كنند و بقاى عمر و تندرستى و فزونى مال و فرزندان براى آنها خواهند . ( و ) اگر نه اين بودى ، به ما نرسيدى كه پيغمبر خداى ، هر گاه مردى را از اصحاب ، تخصيص به طلب رحمت و آمرزش دادى ، بهرهء شهادت يافتى . پس بر شما باد اى عم واى پسر عم و اى فرزندان اعمام من ! به صبر و رضا و تسليم و واگذاشتن امر به سوى خداى عز و جل و رضا و صبر بر قضاى او ، چنگ زدن به حبل طاعتش و تن در دادن به امرش ، خداى تعالى فرو ريزد بر ما و شما شكيبايى را و امور ما و شما را به سعادت اختتام