الشهيد الثاني (مترجم: جناتى شاهرودى)

67

مسكن الفؤاد (آرام بخش دل داغديدگان) (فارسى)

اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و انّه مات فاحتبس والده عن رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله فسأل عنه فقالوا مات صبيّه الّذى رايته معه فقال صلّى اللَّه عليه و آله : هلا اذّنتمونى ؟ فقوموا الى اخينا نعزّيه فلمّا دخل عليه اذا الرّجل حزينا و به كابة فعزّاه فقال : يا رسول اللَّه كنت ارجوه لكبر سنّى و ضعفى فقال : يا رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله : اما يسرك ان يكون يوم القيامة بإزائك فيقال له ادخل الجنّة فيقول : يا ربّ و ابواى فلا يزال يشفع حتّى يشفعه اللَّه عزّ و جلّ فيكم و يدخلكم الجنّة جميعا . » « از انس بن مالك روايت شده است كه مردى هميشه با كودكش به نزد پيامبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله مىآمد و پس از چندى فرزندش فوت كرد و آن مرد از آمدن به خدمت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله خوددارى كرد تا اين كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله از حال آن مرد جويا شد اصحاب عرض كردند آن فرزندى كه شما ديديد كه به همراه او مىآمد وفات كرد حضرت فرمود : چرا مرا از اين قضيه با خبر نكرديد ؟ فرمود : حركت كنيد تا برويم به نزد برادرمان و او را در مرگ فرزندش تسليت دهيم چون حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله بر آن مرد وارد شد ، ديد كه خيلى اندوهگين است و قيافه‌اش از شدت ناراحتى تغيير كرده است . حضرت به او تسليت گفت . مرد عرض كرد : اى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرزندم اميد پيرى و دوران ضعف و ناتوانيم بوده است . حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : آيا تو را مسرور و دلشاد نمىكند به اين كه در روز قيامت به دنبالت بيايد و به او گفته مىشود برو به بهشت مىگويد : پروردگارا ! پدر و مادر من هم به بهشت روند تا من بروم و آنقدر شفاعت و وساطت