الشهيد الثاني (مترجم: مخبر دزفولى)
75
مسكن الفؤاد (ارمغان شهيد) (فارسى)
هر وقت تصور رحمت بىمنتهايش كنيم ، اميدوار باشيم و هر گاه تصور هيبتش نمائيم ، خوف و خشيت بر ما مستولى شود ، و با فراق شوق و با وصل انس - و با زيادتى انس حالت انبساط و خوشحالى است ، و با مطالعهء عنايت او توكل ، با نيكو دانستن كارهايش ، حالت رضا دست مىدهد . و همچنين با تصور نارسائى خويش در مقابل كمال و احاطهء قدرتش حالت تسليم دست مىدهد ، و حالت رضا بزرگترين مراتب انسانى است . 1 - بدون حساب وارد بهشت مىشوند پيغمبر اكرم فرمود : اذا كان يوم القيمة انبت اللَّه تعالى لطائفة من امّتى اجنحة فيطيرون من قبورهم الى الجنان يسرحون فيها و يتنعّمون كيف يشاؤن فتقول لهم الملائكة هل رأيتم الحساب فيقولون ما راينا حسابا فيقولون هل جزتم الصّراط فيقولون ما رأينا صراطا فيقولون هل رأيتم جهنّم فيقولون ما رأينا شيئا فيقول الملائكة من أمّة من انتم فيقولون من امّة محمّد ( صلّى اللَّه عليه و آله ) فيقولون نشدناكم اللَّه تعالى حدّثونا ما كانت اعمالكم في الدّنيا فيقولون خصلتان كانتا فينا فبلغنا اللَّه تعالى هذه المنزلة بفضل رحمته فيقولون و ما هما ، فيقولون كنّا اذا خلونا نستحيى ان نعصيه و نرضى باليسير ممّا قسّم لنا فيقول الملائكة حقّ لكم هذا . يعنى : روز قيامت ، خداى تعالى به طايفهاى از امت من ، بالها عنايت مىكند ، به طورى كه از ميان گورهاى خود پرواز مىكنند ، و به سرعت و آسانى داخل بهشت مىشوند ، و آزادانه از نعمتهاى گوناگون آن استفاده مىكنند . ملائكه از ايشان مىپرسند : شما حساب را ديديد ؟ يعنى از شما حساب پس گرفتند ؟ در جواب مىگويند : خير . از ايشان مىپرسند : از پل صراط گذشتيد ؟ مىگويند : خير از ايشان مىپرسند آيا جهنم را مشاهده نموديد ؟ مىگويند ما چيزى نديديم از ايشان مىپرسند : از امت كدام پيغمبريد ؟ در جواب گويند : از امت محمديم ( صلّى اللَّه عليه و آله ) . سؤال مىكنند . شما را به خدا قسم ، عملتان در دنيا چه بود ؟ گويند : ما دو خصلت در دنيا داشتيم ، كه بواسطهء آنها به اين مقام رسيديم . مىپرسند : آن دو صفت چه بود ؟ در جواب مىگويند : اول آنكه در خلوت ، از خدا حيا مىكرديم كه معصيتش كنيم . دوم ، آنچه خدا براى ما مقدر كرده بود ، به آن راضى بوديم ، و لو هر چه كم بود . ملائكه مىگويند : اين مقام و منزلت ، حق شما است . 2 - رضايت بر قضاء ، موجب رضايت خداست و في اخبار موسى ( عليه السّلام ) قال له امّته اسأل لنا ربّك امرا اذا نحن فعلناه يرضى به عنّا