الشهيد الثاني (مترجم: مخبر دزفولى)
5
مسكن الفؤاد (ارمغان شهيد) (فارسى)
دارند و بيشتر از فرديت خارج شدهاند . يكى شهدا ، و ديگرى علماء . در روايت مشهور نيز اين دو در رديف هم قرار داده شده است : « مداد العلماء افضل من دماء الشّهداء » « 1 » مداد عالم ، برتر از خون شهيد است » . چون ممكن است همين مداد عالم شهيد بسازد و اگر چنانچه دو عامل در يك انسان جمع شود ( يكنفر هم عالم و هم شهيد ) بطور مسلم در خارج كردنش از فرديت مؤثرتر و او را بيشتر به جامعه پيوند مىدهد . در آيين مقدس اسلام ، بالأخص در مذهب تشيع ، شخصيتهاى زياد از علماء به مقام رفيع شهادت نائل آمدهاند . مرحوم علامه امينى در كتاب گرانقدر « شهداء الفضيلة » زندگينامهء يك صد و سى نفر از علماى شيعه را ذكر كرده كه از قرن چهارم هجرى تا قرن چهاردهم ، موفق به فيض شهادت گرديدهاند . و اين جمله معروف است كه : « الشريعة المحمديه تقوم تارة بالدم و تارة بالعلم پايدارى شريعت اسلام و دين محمد ( صلّى اللَّه عليه و آله ) زمانى به وسيلهء خونهاى شهدا است ، و زمانى به علم و دانش علماء » و گاهى به هر دو ، و گاهى يك فرد ، هم شهيد است و هم عالم . عصر حاضر كه عصر شهادت و شهادتطلبى است و متجاوز از چند سال است كه از پيروزى انقلاب اسلامى سپرى مىشود . انقلاب رهايى انقلابى رهايى بخشى كه به رهبرى روحانيت و بالأخص برهبرى قائد اعظم ، امام خمينى صورت گرفت ، و هزارها شهيد و معلول تقديم اسلام شده و مىشود . از جملهء آنها شهيد علامه صدر ، مطهرى ، مفتح ، و شهيد آيت اللَّه : قاضى تبريزى ، مدنى ، دستغيب ، صدوقى و اشرفى اصفهانى ( رضوان اللَّه عليهم اجمعين ) كه مصداق خارج شدن از فرديت و به جامعه پيوستن را در آنها مىبينيم . حقير در مطالعاتم برخورد نمودم به رسالهاى از تأليفات شهيد دوم ( شيخ زين الدين على بن احمد بن محمد جبل عاملى متولد 911 و متوفى 965 ) از علماء بزرگ قرن دهم هجرى كه همهء دانشمندان بعد از او ، شخصيت علمى و مقام تقوى و خدا ترسى او را گواهى نمودهاند ، و در حدود دويست كتاب در علوم مختلف اسلامى تأليف نموده كه يكى از آنها رسالهاى است به اسم : « مسكّن الفؤاد عند فقد الاحبة و الاولاد » يعنى تسكين دهنده دلها هنگام فقدان دوستان و فرزندان . اين رساله عربى بود ، آن را ترجمه و شرح حال شهيدين و مقدمهاى در فضيلت مقام شهدا از نظر روايات بر او زياد نموده و تقديم به همهء ملت شهيد پرور ايران بالأخص بازماندگان شهدا نمودم ؛ شايد به ثواب تعزية المصاب نائل بشوم و آن را به اسم « ارمغان شهيد » ناميدم ؛
--> ( 1 ) عوالم ج 2 ، ص 185 .