الشهيد الثاني (مترجم: مخبر دزفولى)

31

مسكن الفؤاد (ارمغان شهيد) (فارسى)

بهشت شويد . 12 - قال ( صلّى اللَّه عليه و آله ) : « اذا كان يوم القيمة خرج ولدان المسلمين من الجنّة بايديهم الشّراب قال فيقول النّاس لهم اسقونا اسقونا فيقولون ابوينا ابوينا قال حتّى انّ السّقط محبنطئا بباب الجنّة يقول لا ادخل حتّى يدخل ابواى » . يعنى : پيغمبر اكرم فرمود : روز قيامت فرزندان مسلمين كه ، پيش از پدران و مادران ، از دنيا رفته‌اند ، وارد صحنهء قيامت شوند ، و در دست آنها ظرفهاى آب و آشاميدنى است ، مردم كه در آن روز ، در نهايت تشنگى هستند ، بايشان مىگويند : ما را سيراب كنيد ، در جواب گويند : پدر و مادر ما ، پدر و مادر ما ، يعنى آنها را بايد سيراب كنيم ، و اين ظرفهاى آب براى آنها است ، سپس فرمود تا آنجا كه بچه سقط شده ، در بهشت مىايستد و مىگويد : داخل آن نمىشوم تا هنگامى كه پدر و مادر من داخل شوند . 13 - قال ( صلّى اللَّه عليه و آله ) : « اذا كان يوم القيمة نودى في اطفال المؤمنين ان اخرجوا من قبوركم فيخرجون من قبورهم ثمّ ينادى فيهم ان امضوا الى الجنّة زمرا فيقولون ربّنا و والدينا معنا ثمّ ينادى فيهم ثانية ان امضوا الى الجنّة زمرا فيقولون ربّنا و والدينا ثمّ ينادى فيهم ثالثة ان امضوا الى الجنّة زمرا فيقولون ربّنا و والدينا فيقول في الرّابعة و والديكم معكم فيثب كلّ طفل الى ابويه فيأخذون بايديهم فيدخلون بهم الجنّة فهم اعرف بآبائهم و امّهاتهم يومئذ من اولادكم الّذين في بيوتكم » . يعنى : پيغمبر اكرم فرمود : روز قيامت از طرف خداوند ، ندا مىدهند : كه اى فرزندان مؤمنين از ميان گورهاى خود بيرون بيائيد . پس خارج مىشوند از قبور خود سپس ندا مىدهند به سوى بهشت ، دسته دسته رهسپار شويد . در جواب مىگويند : پروردگارا : پدران و مادران ما ، با ما هستند ؟ مرتبهء دوم باز ندا مىدهند : داخل بهشت شويد دسته دسته : باز مىگويند : پدر و مادر ما با ما هستند ؟ دفعه سوم باز ندا مىرسد داخل بهشت شويد مىگويند آيا پدر و مادر ما با ما هستند ؟ دفعه چهارم خطاب شود : با شما هستند . سپس هر يك از آنها به سوى پدر و مادر خود ، مىروند و هر يك دست پدر و مادر خود را مىگيرند ، و با ايشان داخل بهشت مىشوند ، و آنها پدران و مادران خود را مىشناسند . بهتر از شما ، كه در خانه آنها را مىشناسيد . 14 - « عن انس : انّ رجلا كان يجئ بصبى معه الى رسول اللَّه ( صلّى اللَّه عليه و آله ) و انّه مات فاحتبس والده عن رسول اللَّه فسأل عنه فقالوا مات صبيّه الّذى رأيته معه فقال ( صلّى اللَّه عليه و آله ) هلّا آذنتموني فقوموا الى اخينا تعزّيه فلمّا دخل عليه اذا الرّجل حزينا و به كآبة فعزّاه فقال يا رسول اللَّه كنت ارجوه لكبر سنّى و ضعفى فقال رسول اللَّه ( صلّى اللَّه عليه و آله ) اما يسرّك ان يكون يوم القيمة