الشهيد الثاني (مترجم: مخبر دزفولى)

14

مسكن الفؤاد (ارمغان شهيد) (فارسى)

مىكند . خلاصه آنكه تأمل و دقت در زندگى پنجاه و دو سالهء شهيد و مسافرتهاى او در كشورها و نقاط مختلف دنيا با نبودن امكانات مسافرت يعنى راهى را كه امروز با هواپيما يك ساعت طى مىكنيم در زمان شهيد با وسائل آن روز ماهها مىپيمودند ، مع الوصف اين همه تأليفات متقن و محكم در علوم شرعى و دين و تبحر در اشعار و داستانها و علوم متنوعه معلوم مىشود كه بجز توفيقات ربانى و تأييدات آسمانى ممكن و ميسر نيست . تأليفات شهيد اول : صاحب كتاب « ريحانة الادب » تأليفات و مصنفات شهيد را بيش از بيست جلد نقل كرده ، كه مشهورترين آنها « اللمعة الدمشقيه » و « دروس » و « ذكرى » است كه لمعه دمشقيه را در زندان در مدت هفت روز تأليف نموده . مهارت شهيد در فنون ادبى از اشعار او معلوم مىشود . رباعى زير را از باب نمونه ذكر مىنماييم : و لا ابتغى الدنيا جميعا بمنة * و لا اشترى من المواهب بالذل و اعشق كحلاء المدامع خلفة * لئلا يرى في عينها منة الكحل يعنى : همهء زندگى دنيا را به تحمل يك منت خواهان نيستم ؛ و سودا نمىكنم منت نعمتها را به ذلت و عشق مىورزم به اشك ريختن پى در پى چشم تا منت دارو را تحمل نكنم . وفات شهيد : شهيد در روز پنجشنبه نهم جمادى الاول سال 786 هجرى قمرى در دوران سلطنت برقوق با فتوى قاضى برهان الدين مالكى و عباد بن جماعه شافعى بعد از يك سال زندانى در قلعه شام در دمشق به فيض شهادت رسيد علت وفات و شهادت او اين بود كه بعضى از عوامل نفوذى براى ايجاد اختلاف بين مسلمين نسبتهاى ناروائى كه بسيار تفرقه انداز بود به شهيد داده و آن را نزد قاضى صيدا به ثبوت رسانيدند . لذا شهيد را به شام برده و يك سال در قلعه شام زندانى كردند . پس از آن قاضى مالكى فتوى به قتلش داده و قاضى شافعى امر به توبه‌اش نموده ولى در اثر تعصبات و تفرقه افكنىها حكم قاضى مالكى نافذ و انكار شهيد بىاثر و براى تشديد اختلاف او را با شمشير كشته ، بعد از آن بدارش كشيده ، سپس سنگسارش نموده و بعد از آن او را سوزاندند . آرى اينها كارهاى استعمارگران بود براى اينكه نگذارند وحدتى كه آرمان هر