الحسن بن محمد الديلمي (مترجم :مسترحمى)

71

إرشاد القلوب (فارسى)

ايمن از ( عذاب ) خدا بداند . چنين گويد ( ديلمى ) من در آغاز زندگانى و جوانى هر گاه دعاى پيش از نماز شب را ميخواندم چون ميرسيدم به اين جمله از دعا ( ى حضرت سجاد عليه السّلام ) : أللهم ان ذكرت الموت و هول المطلع و الوقوف بين يديك تغصنى مطعمى و مشربى و أغصنى و أقلقنى ( أقلبنى - أقلنى ) عن وسادي و منعنى رقادى ، خجل و شرمنده ميشدم زيرا تمامى اين صفات و حالت را در خود نميديدم . پس در خاطرم گذشت و تصميم گرفتم كه راهى براى آن پيدا كنم كه دروغ نباشد ، و بقلب خود چنين خطور ميدادم كه : اميد است داراى اين گونه صفات و حالت بشوم ( و از خداى تمنّاى اين را داشتم كه موفّق شوم تا حالات من موافق مضامين آن شود ) . پس چون قدرى از سنين عمرم گذشت و قواى بدنم سست گرديد و آثار مرگ هويدا و پديد آمد و ارتعاش بدن مرا عارض گرديد و كار به جائى رسيد كه چون داخل صبح ميشدم اميد زنده بودن تا شب را نداشتم و چون داخل در شب ميشدم اميد زنده بودن تا صبح را نداشتم حتى اگر قدمى ميگذاشتم اميد برداشتن آن را نداشتم و اگر لقمه‌اى در دهان مينهادم اميد اين كه زنده بمانم و فرو ببرم نداشتم . پس چون چنين شدم توانستم بگويم : إلهي إنى إذا ذكرت الموت و هول المطلع و الوقوف بين يديك تغصنى مطعمى و مشربى و اغصنى بريقى و أقلقنى عن وسادي و منعنى رقادى و نقص على سهادى و ابتزنى راحة فؤادى إلهي و سيدى و مولاى مخافتك اورثتنى طول الحزن و نحول الجسد و الزمتنى عظيم الغم و ألهم و دوام الكمد و أشغلتنى عن الاهل و المال و الصفد و تركتنى مسكينا غريبا وحيدا و إن كنت بفناء الاهل و الولد