الحسن بن محمد الديلمي (مترجم :مسترحمى)
56
إرشاد القلوب (فارسى)
نميكنم كسى را كه در قلبش باندازهء خردلى ايمان باشد . و ميفرمايد : بعزّت و جلال خودم قسم در قيامت جمع نميكنم بين كسى كه ايمان به من آورده باشد با كسى كه ايمان به من نياورده باشد ( چون با ايمان در بهشت است و بىايمان در جهنم ) و حقيقت اميدوارى : آرزو داشتن برحمت پروردگار و گمان خوب به او داشتن است . بدان علامت اميدوارى به خدا آنست كه هميشه به اطاعت و عبادت مشغول باشد ، و اميدواران به خدا سه قسمند : جمعى عمل صالح بجا مىآورند . و اميدوارند كه قبول شود ، و دستهء ديگر گناه ميكنند و اميدوارند كه آمرزيده شوند ، و جمعى ديگر هستند كه بدروغ اميدوارند زيرا گناه مينمايند و إصرار بر ارتكاب گناه دارند و سستى در عبادت ميكنند با وجود اين تمنا دارند كه آمرزيده شوند ( و ابدا آمرزيده نشوند ) . شخصى به خدمت حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام عرضكرد كه : قومى هستند از شيعيان شما كه گناه ميكنند و ميگويند ما اميد به خدا داريم ، فرمود : ايشان كسانى هستند كه به آرزو ميگذرانند و دروغ ميگويند رجاء و اميد ندارند ، همانا : كسى كه اميد به چيزى داشته باشد در صدد طلب آن بر مىآيد ، و كسى كه از چيزى اميد نداشته باشد از آن مىگريزد . و شخصى ديگر به خدمت آن حضرت عرضكرد كه : قومى از شيعيان شما معصيت ميكنند و ميگويند ما اميدوار بخدائيم ، حضرت فرمود : دروغ ميگويند ، شيعيان ما نيستند ، اينها قومى هستند كه امانىّ و آمال ايشان را مضطرب كرده است ، كسى كه اميد به چيزى داشته باشد عمل