الحسن بن محمد الديلمي (مترجم :مسترحمى)

25

إرشاد القلوب (فارسى)

پديد گشت ، و حضرت يوسف آنقدر از فراق پدر بزرگوارش گريست تا اينكه اهل زندان از گريه او مضطرب شدند و با او گفتند يا شب گريه كن روز آرام بگير يا روز گريه كن شب آرام بگير ، ( و حضرت يحيى بن زكريا از خوف خدا آنقدر گريست كه گوشت صورتش در اثر اشك زياد ريخته شد ) و حضرت زهرا از فراق پدر عاليقدرش آنقدر گريست كه اهل مدينه بتلاطم افتادند پس روزها ناچار بقبرستان بقيع ميرفت و به ياد پدر گريه مينمود ، و حضرت امام زين العابدين بعد از پدر بزرگوارش مدت بيست سال هرگز طعام نزد او نگذاشتند كه گريه نكند و هرگز آبى نياشاميد كه گريه ننمايد تا اينكه ملامتش كردند از بسيارى گريه ، فرمود ( شكايت ميكنم مصيبت و اندوه خود را بسوى خدا و ميدانم از خدا آنچه شما نميدانيد ) همانا من هرگز به ياد نمىآورم شهادت پدر خود و يارانش را مگر آنكه مرا گريه ميگيرد « 1 » .

--> ( 1 ) . در اصل كتاب در اول روايت نام حضرت امام زين العابدين ( ع ) را نبرده و نام حضرت يحيى را ذكر نموده و در شرح روايت نام حضرت سجاد را ذكر نموده و نامى از حضرت يحيى نبرده ، و اين بنده نسخه‌هاى متعددهء ارشاد را ملاحظه نمودم ديدم همه اين چنين است و ترجمه آن را از كتابهاى ديگر نمودم و اگر آن حضرت را جزو كنيم گريه‌كنندگان شش نفر ميشوند و اگر نام امام زين العابدين ( ع ) جزو باشد روايت از حضرت رضا و يا امام على النقى ( ع ) نقل شده و شيخ صدوق در خصال از حضرت صادق ( ع ) نقل مينمايد كه پنج نفرند و اسمى از حضرت يحيى نبرده و مؤلف ميگويد حضرت سجاد بيست سال گريستند و سيد بن طاوس در لهوف ميگويد آن حضرت چهل سال گريستند . و در منتخب التواريخ گويد : مدت امامت آن حضرت سى و چهار سال و پانزده روز بوده بنا بر اين مدت گريهء آن حضرت همين سى و چهار سال و پانزده روز مىشود و اللَّه العالم . و در موضوع حضرت زهرا ( س ) در اصل كتاب ( حتى تأذى اهل المدينة ) دارد و من آن را ( بتلاطم افتادند ) ترجمه نمودم زيرا آن حضرت موجب اذيت مورچه‌اى هم نميشد تا چه رسد بأهل مدينه ، و علت تلاطم : مخالفان و غاصبان حقوق آن حضرت اين بود كه ميترسيدند اگر گريهء آن حضرت ادامه پيدا كند حقانيتش بالطبع معلوم و آشكارا شود و مردم به كسانى كه خلافت را غصب نموده‌اند بشورند و چه بسا آنها را بكشند از اين جهت مانع گريهء آن حضرت ميشدند ( بار خدايا لعنت و از رحمت خود دور كن و سخت عذاب فرما كسانى را كه بحضرتش اذيت كردند و حقش را غصب نمودند و سبب شدند كه قبرش تا امروز مخفى بماند ) و تحقيق در اين روايت را بطور كامل در جلد دوم ترجمه علل الشرائع نموده‌ام به آنجا مراجعه شود .