الحسن بن محمد الديلمي (مترجم :مسترحمى)

282

إرشاد القلوب (فارسى)

اذا تمّ عقل المرء تمّت اموره * و تمّت اياديه و تمّ ثنائه زمانى كه عقل مردى به حد كمال رسيد تمام كارها و اموراتش به خوبى انجام مىشود ( زيرا با يك تدبير عاقلانه به كارهاى خود ميپردازد ) دوستان و دستيارانش بسيار و مدح و ثناگويانش زياد خواهند بود . و فرمود : حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم عقل نوريست در قلب كه بسبب آن انسان ميتواند فرق بگذارد بين كارها و سخنهاى حق و باطل . و مرويست در معنى آيهء شريفه : لِيُنْذِرَ مَنْ كانَ حَيًّا « 1 » كه مراد از « حيا » عاقلست كه بعقل زنده باشد . و فرمود : با فضيلت‌ترين مردم آن كسى است كه عاقل باشد ، و هر كه عقلش راهنماى اعمال خير و خوبش نباشد خصلتهاى بد در او زياد مىشود ، و هر چيزى كه زياد شد فرو ميريزد ( و فرود مىآيد ) مگر عقل كه هر چه زياد شود بالا ميرود ، و عقل سالم آنست كه بسبب آن تحصيل بهشت شود ، و عاقل كسى است كه با عقلا بنشيند و جاهل كسى است كه با جاهلان بنشيند ( كه بالطبع خوى حيوانى در او پيدا مىشود ) چه نيكو گفته است شاعر : اذا لم يكن للمرء عقل يزينه * و لم يك ذا رأى سديد و لا أدب فما هو الا ذو قوائم اربع * و ان كان ذا مال كثير و ذا حسب اگر كسى عقل نداشته باشد كه زينت او باشد و صاحب رأى پسنديده و محكم و ادب نباشد اين چنين شخص نيست مگر از چهار پايان ( حيوان ) اگر چه صاحب ثروت بسيار و حسب و نسب عالى باشد . و فرمود : هر گاه خداوند بخواهد بنده‌اى را ( بسبب گناه بسيارش )

--> ( 1 ) . 70 - يس