الحسن بن محمد الديلمي (مترجم :مسترحمى)
203
إرشاد القلوب (فارسى)
و مرويست از عبد اللَّه ابن حسن ( حسين ) بن على عليه السّلام « 1 » از پدر ، از جد بزرگوارش رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه فرمود : حق معلم بر شاگرد آنست كه زياد از او سؤال نكند ، و اگر كسى از معلم چيزى پرسيد سبقت بر جواب گفتن نگيرد ، و اگر معلم چيزى را اظهار نميكند الحاح در گفتنش ننمايد ، و دامن لباس او را نگيرد ، و با دست اشاره جانب او نكند ، و به او چشمك نزند ، و در مجلسش با ديگرى مشورت نكند و پىجوئى اسرار او را ننمايد ، و در نزد او نگويد كه فلانى بر خلاف قول تو ميگويد ، و اسرار و عيوب او را فاش نكند ، و كسى را پيش او غيبت نكند ، و مقام و حيثيت او را چه در حضورش و چه در غيابش حفظ نمايد ، و هر گاه بمجلس او وارد شد به ديگران فقط سلام كند و او را بعد از سلام تحيتى هم بگويد ، و هميشه مقابل او بنشيند ، و اگر معلم حاجتى داشته باشد براى انجام آن بر ديگران سبقت بگيرد و از طول صحبت او ملول نگردد زيرا استاد مانند درخت ميوهدار است كه بايد منتظر
--> ( 1 ) . در بعضى از نسخ عبد اللَّه بن حسن « ع » و در بعضى عبد اللَّه بن حسين « ع » و يقينا عبد اللَّه بن حسن نيست زيرا در كوچكى در كربلا شهيد شد ، و عبد اللَّه بن حسين هم نيست زيرا آن حضرت مشهور بعلى اصغر است و عصر عاشورا بضرب تير شهيد گرديد ، و يحتمل سند اصلى اين بوده عبد اللَّه بن حسن مثنى بن الامام المجتبى « ع » معروف بعبد اللَّه محض ، و شايد عبد اللَّه بن حسن بن الامام السجاد « ع » معروف بعبد اللَّه افطس باشد كه حاضر در وقعه فخ و بعد محبوس در زندان هرون الرشيد و بدست جعفر بر مكى كشته شد ، و على اى تقدير سهو از كاتبان است . و روايت فوق در بحار « 2 - 43 جديد » مطابق سند فوق از عدة و از محاسن برقى از حضرت صادق « ع » از حضرت امير المؤمنين « ع » و از ارشاد شيخ مفيد و در كافى « 1 - 37 جديد » مستقيما از حضرت امير - مؤمنان « ع » با اندك اختلافى در جملات نقل مينمايند .