الحسن بن محمد الديلمي (مترجم :مسترحمى)
137
إرشاد القلوب (فارسى)
در صورت سائل ببينم . و منقولست كه مردى بر حضرت رضا عليه السّلام داخل شد و عرضكرد : من مردى ميباشم از دوستان شما و گم كردهام نفقه و مخارج خود را ، و در شهر خود غنىّ و ثروتمند هستم ، تقاضا داشتم كه مخارجى به من عنايت فرمائيد كه خود را به شهر و ديار خود برسانم و وقتى كه رسيدم تصدق مىدهم از جانب شما ( زيرا من فقير و مستحق صدقه نيستم ) پس آن حضرت برخاست و داخل حجره ديگرى شد و ساعتى نگذشت كه آن حضرت دست خود را از بالاى درب حجره بيرون آورد و فرمود اى مرد بگير اين دويست اشرفى را و استعانت بجوى مخارج خود و صدقه مده آن را از جانب من ، عرضكردند خدمت آن حضرت : شما با وجود اينكه عطاى وافرى به آن مرد عطا فرمودى پس چرا روى مبارك را از او پوشاندى ؟ فرمود : ما ( أئمه ) خانوادهاى هستيم كه دوست نميداريم ببينيم ذلت سؤال را در صورت سائل به جهت بر آوردن حاجتش . و منقولست كه مردى از حضرت امام حسن مجتبى عليه السّلام درخواست عطائى نمود آن حضرت پنجاه هزار درهم به او عطا فرمود با يكى از طيلسان ( عبا ) هاى عالى قيمتى ، و فرمود : تمامى جوانمردى و مروّت در اينست كه اجرت حمل صدقه را هم بدهند . و گفته شده كه جمعى مشاهده نمودند كه امير المؤمنين عليه السّلام ميگريد از سبب گريه سؤال نمودند ؟ فرمود : هفت روز است كه مهمان بر من وارد نشده ، و اهل بيت رسالت عليهم السّلام هر وقت خانهاى ميساختند يكى از اطاقهاى آن را مخصوص مهمانخانه مقرر ميداشتند . و چهار خصلت است كه سزاوار نيست بر هر مردى كه رو از آن