الحسن بن محمد الديلمي (مترجم :مسترحمى)

116

إرشاد القلوب (فارسى)

( دوم ) حرص است زيرا آدم ابو البشر حريص شد بر آن شجرهء منهيّه و از آن ميل نمود و سبب شد كه از بهشت خارجش نمودند . ( سوم ) حسد است و بواسطه حسد بود كه قابيل برادر خود هابيل را بقتل رسانيد . و حسود خشمناك مىباشد به قضاى پروردگار و كراهت دارد عطاى آفريدگار را كه ببندگان خود قسمت فرموده « 1 » و هر كه حسود باشد هيچ گاه صاحب شرافت و بزرگى نخواهد شد . و روايت شده در تأويل اين آيه شريفه كه ميفرمايد : قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ « 2 » بگو اى پيغمبر : خداى من حرام فرموده هر گونه اعمال زشت را چه آشكارا باشد چه در پنهانى ، كه مراد از پنهانى ( ما بطن ) حسادتست . و روايت شده از بعضى از كتب الهيّه كه حق سبحانه فرموده هر كه حسود باشد دشمن نعمت منست ، و آبروى حسود پيش از محسود ميريزد ، چنان كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام ميفرمايد : به خدا قسم حسود ضرر بنفس خود مىرساند پيش از آنكه ضررى بمحسود برسد ، و از جمله عنايات الهيه آنست كه مانع مىشود كه در قلب امراء و رؤسا حسد راه پيدا كند ، زيرا اگر آنها حسود باشند نميتوانند نعمتى را بر بنده‌اى ببينند لذا بواسطهء قدرتى كه دارند تمامى اموال

--> ( 1 ) . بخلاف غبطه ، زيرا غبطه آنست كه انسان دوست نميدارد زوال نعمت را از ديگران بلكه ميل دارد كه خداوند بيشتر بآنشخص مرحمت فرمايد ، و نيز خداوند به خود او هم همانند آن شخص نعمتهاى فراوان عنايت نمايد . ( 2 ) . 33 - الاعراف