ابن فهد الحلي (مترجم: غفارى ساروى)
77
عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى)
« سيد بن طاوس ( قده ) » آموخته بر زبان جارى كنى و بگويى : « بار الها ! من ربوبيت تو را تصديق مىكنم ، به رسالت خاتم پيامبرانت محمد مصطفى - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - معتقدم و به اين فرشتهاى كه نداى جود و بخشش تو را مىرساند ، ايمان دارم . اگر گوش من ندايش را نشنيد ، عقل من هم اين ندا را دريافت كرد و هم اخبار و رواياتى را كه در بردارندهء چنين وعدههايى از جانب تو است ، پذيرفت در يك چنين حال و هوايى ، سخن من اين است : اى فرشتهاى كه از جانب خداى مالك و حكيم و كريم و بخشنده و . . . به سوى ما آمدى ، سخن تو را كه حاوى كاميابى ماست ، با گوش عقلمان درك كرديم كه گفتى : آيا درخواستكنندهاى هست تا خواستهاش را بدهم ؟ من سائل و گدايم و چنين نيازهايى دارم : - هر چه موجب روى آوردن ذات اقدس الهى به من مىشود . - من نيز در مقابل توفيق روى آوردن به او را داشته باشم . - در محضر پر بركت او ، كمال ادب را حفظ كنم . - مرا ( از لغزشها و شيطانهاى درونى و بيرونى و خلاصه هر چه مرا از او دورى كند ) ، حفظ كند . - توفيقاتى را كه به من داده سلب ننموده ، محافظتش نمايد . و نيز عقل ما سخن آقايمان را درك كرده كه فرمود : آيا توبه كارى هست تا توبهاش را بپذيرم ؟ من از گناهانم توبه مىكنم ، چون براى پناه بردن از غضب و عقابش و جلب رضايت و ثوابش ، ناچارم توبه كنم . و اگر نفسم توبهء صادقانه نداشت ، عقلم حكم مىكند كه بايد به سوى او توبه كرد ، ( و مرضها و كثافات و چركهاى گناهان را از اين راه زدود و آينهء دل را صاف نمود ) . اى فرشتهء الهى ! سخنت را شنيديم كه از طرف خداوند رحيم گفتى : آيا استغفاركنندهاى هست تا او را بيامرزم ؟