ابن فهد الحلي (مترجم: غفارى ساروى)
101
عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى)
« يا عدّتى عند العدد ، و يا رجائى و المعتمد ، و يا كهفى و السّند ، و يا واحد ، يا احد ، و يا قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ، اسألك اللّهمّ بحقّ من خلقته من خلقك و لم تجعل في خلقك مثلهم احدا ان تصلّى عليهم و ان تفعل بى كذا و كذا » . يعنى : « اى سرمايهء روزگار پيرىام ! اى اميد و اعتمادم ! اى ملجأ و تكيهگاهم ! اى تنهاى بىهمتا ! و اى كه قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ در شأن تو است ! » خدايا ! تو را به حق آن دسته از مخلوقات كه مانندشان نيافريدهاى ( يعنى محمد و آلش ( ع ) سوگند مىدهم كه بر آنان درود فرست و حوايج مرا به اين شرح برآورده ساز . . . » . امثال اين گونه دعاها بسيار است كه به همين مقدار كفايت مىكنيم . توجه : اينكه حضرت فرمود : دعا به شرط ولايت ما اهل بيت است ، اشاره به شرط قبولى دعاست ، بلكه شرط قبولى همهء اعمال چه واجب و چه مستحب مىباشد و آنچه محمد بن مسلم ( ره ) از امام محمد باقر يا امام جعفر صادق - عليهما السّلام - نقل كرده ، در همين معناست كه فرمود : 112 - « اى ابا محمد ! مثل ما خاندان نبوت مثل آن خاندانى است كه در بنى اسرائيل بودند كه : هر گاه يكى از آنان چهل شب در راه خدا كوشش مىكرد و دعا مىنمود ، اجابت مىشد ، ولى يكى از آنان پس از چهل شب بندگى و ترك گناه ، هر چه دعا كرد مستجاب نشد ، نزد حضرت عيسى - عليه السّلام - آمد و از اين وضعش شكايت كرده از آن حضرت خواست كه برايش دعا كند ، حضرت عيسى - عليه السّلام - تطهير كرد ( وضو ساخت ) نماز گزارد و سپس دعا كرد ، وحى رسيد كه اى عيسى ! بندهء من از راهى كه مىبايست بيايد نيامد و به بيراهه رفت ، چون او دعا كرد در حالى كه در قلبش نسبت به نبوت تو شك داشت ، و اگر به همين حال دعا كند ، حتى اگر گردنش هم قطع گردد و سر انگشتانش پراكنده شوند ، او را اجابت نخواهم كرد . عيسى - عليه السّلام - به آن فرد گفت : خداى را مىخوانى در حالى كه نسبت به پيامبرش شك دارى ؟