ابن فهد الحلي (مترجم: نائيجى نورى)

65

عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى)

اجابت اثرى نديد . به خدمت حضرت عيسى عليه السلام آمد و شكايت حال خويش را نمود و از او خواست كه برايش دعا كند پس حضرت عيسى عليه السلام وضو گرفت و نماز گزارد و سپس دعا كرد خداى به او وحى فرمود : اى عيسى بنده من از درى غير از در من وارد شد و از من درخواست كرد ، ولى در قلب وى نسبت به رسالت تو شك وجود دارد بنا بر اين اگر آنقدر دعا كند تا گردنش قطع شود و انگشتانش از هم جدا شود من اجابتش نمىكنم پس حضرت عيسى متوجه او شد و به او فرمود : آيا پروردگارت را مىخوانى و قلبت نسبت به پيامبرش شاك است عرضه داشت اى روح خدا و كلمه او به خدا قسم همان گونه بود كه گفتى پس از خدا بخواه كه آن شك از من زايل شود . حضرت عيسى عليه السلام براى او دعا كرد و خدا به او تفضّل فرمود ( و شكش زايل شد و حاجتش برآورده شد ) و در زمرهء خانواده‌اش درآمد و ما اهل بيت همانند حضرت عيسى هستيم خدا عمل بنده‌اى را كه در ولايت ما شك دارد قبول نمىكند . « 1 » قسم ششم از علل استجابت دعا مربوط به فعل است مثل دعاى بعد از نماز امير المؤمنين از رسول خدا ( ص ) نقل كرد كه آن حضرت فرمود : هر كس نماز واجبى را ادا كند بعد از آن دعايى مستجاب نزد خدا دارد . ابن فحّام مىگويد : حضرت امير المؤمنين عليه السلام را در خواب ديدم و از صحت خبر سؤال كردم حضرت فرمود : روايت درست است وقتى نماز واجبت تمام شد در حال سجده بگو : اللهم انّى أسألك به حق من رواه و به حق من روى عنه صلّ على جماعتهم و افعل بى كيت و كيت : خدايا از تو مىخواهم به حق كسى كه روايت كرد و به حق كسى كه از او روايت شده بر جماعت ايشان درود فرست و فلان حاجت مرا برآور . و از امام صادق عليه السلام وارد شده كه خداى تعالى نماز را در بهترين اوقات بر شما واجب كرد ، پس حوايج را بعد از نمازهاى واجب از خدا بخواهيد . و از امير المؤمنين عليه السلام آمده است : هيچ بنده‌اى از نمازش فراغت نيابد جز آنكه از خدا بهشت را درخواست كند و از آتش به او پناه برد و بخواهد كه حور العين تزويجش كند . و از ابى

--> ( 1 ) بابا افضل كاشى مىگويد : گر مهر على در دل و جانت نبود * از دين محمدى نشانت نبود اثنا عشرى اگر نباشى به يقين * از دوزخ سوزنده امانت نبود ديوان بابا افضل بيت 298 - ص 98