ابن فهد الحلي (مترجم: نائيجى نورى)

28

عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى)

دو خبر بود ، لذا آن دو را تأويل كردند بعضى گفتند : دعاى ناصحيح و غلط ، همان نفرين است كه انسان در حال تنگى به دليل ضررى كه متوجهش شده ، خودش را نفرين مىكند ، و از گفتار حق تعالى شاهد آورده كه فرمود : وَ لَوْ يُعَجِّلُ اللَّهُ لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجالَهُمْ بِالْخَيْرِ لَقُضِيَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ « 1 » مفسرين در معناى آيه گفتند : يعنى اگر خداوند به سرعت بدى را براى مردم بياورد يعنى وقتى مردم به هنگام خشم و تنگى عليه خود و اهلشان نفرين مىكنند خدا نفرين ايشان را اجابت كند مثلا انسان بگويد : خدا مرا از بين شما بردارد همانند عجله‌اى كه ايشان در خوبيها دارند : يعنى همان گونه كه خدا به سرعت ، دعاى ايشان را در خير اجابت مىكند وقتى خود ايشان اجابت را به سرعت بخواهند « لقضى اليهم اجلهم » يعنى از هلاكت ايشان فراغت مىيافت ولى خداى سبحان عجله در هلاكت ايشان نمىكند ، بلكه به ايشان مهلت مىدهد تا توبه نمايند . [ توجيه روايات وارده ] عده‌اى در توجيه روايت گفتند : دعاى ناصحيح همان نفرين پدر در حال خشم از فرزند ، بر فرزند است ، زيرا پيامبر ( ص ) از خداى عز و جل درخواست كرد كه خداى تعالى نفرين دوست را عليه دوست اجابت نكند . و عده‌اى گفتند : دعاى ناصحيح دعايى است كه همهء شرايط دعا را واجد نباشد . ( گويم ) اين معانى از حقيقت و تحقيق خالى است ، زيرا مقدمهء روايت دلالت بر آن نمىكند ، چون كلام امام در ستايش ادب و نحو وارد شده است ، بلكه معناى درست روايت اين است كه بگوييم : مراد از قول امام در خبر اول كه فرمود : « دعاى ناصحيح را خداى عز و جل نمىشنود » ، اين است كه يعنى خدا دعا را ، ناصحيح ، نمىشنود به طورى كه به دعاى ناصحيح پاسخ گويد ، و ظاهر لفظ دعا را بگيرد ، بلكه مقصود انسان از دعا را پاسخ مىدهد ، چنان كه از مردى ناوارد در زيارت معصوم عليه السلام شنيده شد كه اين طور مىخواند : « اشهد أنّك قتلت و ظلمت و غصبت » كه به صورت معلوم خواند يعنى تو كشتى و ستم كردى و غصب كردى روشن است كه اگر به همين صورت ناصحيح اين دعا شنيده شود و بر آن قضاوت شود ، حكم به ارتداد و تعزير او مىشود و حال آنكه هيچ كس چنين نگفت . پس همين دلالت دارد كه ، به ظاهر لفظ وى ، در صورتى كه مقصودش ، غير آن باشد توجه نمىشود . و نيز فقها - كه درجاتشان عالى باد - اتفاق كردند كه : اگر كسى ديگرى را به لفظى قذف كند كه

--> ( 1 ) . 10 / يونس ، 11 .