ابن فهد الحلي (مترجم: نائيجى نورى)
86
عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى)
مىبخشد و نه مىتواند منع كند و اينكه بنده ، از مخلوقها مأيوس شود ، و وقتى بنده اين گونه شد براى هيچ كس جز خدا كار نمىكند و قلبش منحرف نمىشود و جز از خدا نمىهراسد و به احدى غير از خدا طمع نمىكند اين معناى توكل است . فرمود : گفتم اى جبرئيل ! تفسير صبر ( 21 ) چيست ؟ عرضه داشت در سختى صبر كند ، چنان كه در بىنيازى صبر مىكند و در تنگدستى صبر كند چنان كه در بىنيازى صبر مىكند و در سختى صبر كند چنان كه در عافيت صبر مىكند و در بلاهاى وارده در نزد مخلوق از خالقش شكايت نكند . گفتم پس تفسير قناعت چيست ؟ عرضه داشت آنچه از دنيا به او مىرسد قانع باشد . با كم قانع شود و براى اندك شكرگزار باشد . گفتم پس تفسير رضا چيست ؟ گفت : طورى راضى باشد كه بر آقاى خود خشمناك نمىشود چه براى برسد و يا نرسد ، نفسش با عمل اندك راضى نشود گفتم اى جبرئيل ! تفسير زهد چيست ؟ عرضه داشت : زاهد آنچه را كه خالقش دوست دارد دوست مىدارد و آنچه را كه خالقش دشمن دارد ، دشمن دارد از حلال دنيا كناره مىگيرد و به حرامش توجهى ندارد ، زيرا حلال دنيا حساب دارد و حرامش عقاب و به همه مسلمانان رحم مىكند چنان كه به خود رحم مىنمايد و از كلام در امورى كه بكارش نمىخورد دورى مىجويد ، چنان كه از حرام دورى مىكند و از پر خورى مىپرهيزد چنان كه از مردار بسيار بد بو دورى مىكند و از متاع دنيا و زينت آن دورى مىجويد چنان كه از آتش دورى جويد و آرزوهاى خود را كوتاه مىكند و مرگش پيش چشمانش مىباشد . گفتم اى جبرئيل ! تفسير اخلاص چيست عرضه داشت : مخلص آن است كه از مردم چيزى نخواهد تا آنكه خود بيابد و وقتى يافت راضى مىشود و وقتى در نزد او چيزى باقى ماند آن را به خاطر خداى مىبخشد سپس اگر از مخلوق نخواهد پس عبوديت الهى را اقرار كرد و وقتى يافت و راضى شد پس او از خدا راضى است و خداى تبارك و تعالى از او راضى است و وقتى خداى تعالى به او عطا كرد پس شايسته آن بود . گفتم پس تفسير يقين چيست ؟ عرضه داشت : با يقين كسى است كه طورى براى خدا كار مىكند مثل اينكه او را مىبيند و اگر او خدا را نمىبيند خدا او را مىبيند و يقينا مىداند كه اگر چيزى به او رسيد نمىتوانست نرسد و اگر چيزى به او نرسيد نمىتوانست به او برسد و همه اينها شاخههاى توكل و راههاى زهدند . خداى تو را رحمت كند به زيبايى اين حديث نگاه كن و به فوايد آن بنگر و فرمود : كه صبر و قناعت و رضا و زهد اخلاص و يقين از امور منشعب از توكّل هستند و همين مدح ، توكل را كافى است سپس در تعريف توكل فرمود : مخلوق نه ضررى مىرساند و نه نفع مىدهد و نه مىبخشد و نه مىتواند منع كند و متوكل از مردم مأيوس است .