الشيخ الصدوق (مترجم: كاظمى)
37
مصادقة الإخوان (فارسى)
باب ( 6 ) - مواسات برادران 1 - و صافى گويد كه ابو جعفر ع به من فرمود : اى ابا اسماعيل آيا ديدهء كه پيش شما اگر مرد بىردا ميبود ، بعضى از برادران رداى اضافى خويش را به دو ميداد تا بىردا نماند ؟ گفتم چنين كسى نديدهام فرمود اگر آن مرد بىآزارى ميبود ميشد كه يكى از برادران ازار زيادى خويش را به دو دهد ؟ تا ازارى بدست آرد ؟ گفتم نه ، پس دست بران خويش زده فرمود اينان برادر نيستند . 2 - ابو عبد اللَّه ع بمفضل فرمود : شيعيان ما را به دو خصلت بيازماى و هر كه آن دو را دارا باشد با وى آميزش كن و اگر نه از وى بپرهيز ، سپس برسيدند آن دو خصلت چيستند ؟ فرمود نماز بوقت گذاردن و مواسات با برادران اگر چه با چيز كمى باشد . 3 - راوى گفت نزد ابى عبد اللَّه ع بودم از مواسات مرد با برادران خويش و آنچه كه بايد در بارهء همديگر بكنند ياد فرمود از اين سخن باندازهء متأثر شدم كه از قيافه من دريافت ، پس فرمود اين روش در زمانى خواهد بود كه قائم قيام كند آنگاه بر آنان واجب است كه همديگر را ساز و برگ دهند و نيرومند سازند . 4 - راوى گويد مردى دير نزد رسول خدا رفت فرمود ترا چه شده كه دير آمدهاى ؟ گفت اى رسول خدا برهنگى مرا بازداشت ، فرمود مگر تو را همسايه نبود كه داراى دو جامه باشد و يكى را به تو عاريت دهد ؟ گفت آرى اى رسول خدا ، فرمود پس او ترا برادر نيست . 5 - ابو عبد اللَّه ( ع ) فرمود : ببين چه بدست آوردهاى پس آن را ببرادران خويش ده ، خداوند فرمود