الشيخ الصدوق (مترجم: توحيدى)

73

فضائل الشيعة (فارسى)

به آسمان بالا مىروند و به پيشگاه الهى عرضه مىدارند : بار الها ، بندهء تو ، فلانى پسر فلانى ، مدت عمرش تمام شد و اجلش فرا رسيد و تو به اين موضوع از ما داناترى . پس به ما اجازه بده در اطراف آسمانها و زمين ، تو را عبادت نماييم . خداوند به آنها وحى مىفرمايد : « در آسمانم كسى هست كه مرا عبادت مىكند و حال آن كه هيچ نيازى به عبادتش ندارم ، بلكه او محتاج عبادت و بندگى است . و در زمينم نيز كسى هست كه آن گونه كه سزاوار من است ، مرا عبادت مىكند و هيچ بنده‌اى را نيازمندتر از او به خودم نيافريده‌ام . پس به سوى قبر ولىّ من فرود آييد . » سپس آن دو فرشته عرضه مىدارند : پروردگارا ، اين چه كسى است كه به سبب محبّت و دوستى تو نسبت به او سعادتمند شده است ؟ خداوند به آن دو ملك وحى مىفرمايد : « او كسى است كه براى نبوّت بنده‌ام محمّد مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و ولايت جانشينش ( علىّ مرتضى عليه السّلام ) و فرزندان آن دو ، از او عهد و پيمان گرفته شده است . پس به سوى قبر ولىّ من ، فلانى پسر فلانى فرود آييد و نزد قبر او نماز گزاريد تا زمانى كه او را [ از قبرش ] برانگيزم . » پس آن دو فرشته فرود مىآيند و در كنار قبر آن ولىّ خدا نماز مىگزارند تا زمانى كه خداوند او را از قبر برانگيزد و [ خداى بزرگ ] ثواب نماز آن دو فرشته را براى آن ولىّ خدا قرار مىدهد كه هر ركعت از نمازشان با هزار ركعت از نماز انسانها برابرى مىكند . سدير گفت : فدايت شوم اى پسر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ، پس در هنگامى كه ولىّ شما خوابيده و يا از دنيا رفته ، خداوند را بيشتر عبادت مىكند از وقتى كه زنده است و به نماز ايستاده ؟ حضرت فرمود : هيهات اى سدير ، ولىّ ما در روز قيامت ، از خدا براى ديگران امان مىطلبد ( شفاعت مىكند ) و خداوند اجازهء اين كار را به او مىدهد ( شفاعتش را مىپذيرد ) .