الشيخ الصدوق (مترجم: توحيدى)
71
صفات الشيعة (فارسى)
ادّعاى آنچه را از آن او نيست نمىكند و حقّى را كه بر اوست انكار نمىنمايد . به حقّ اعتراف مىكند ، قبل از آن كه عليه او شهادتى داده شود ، و آنچه محافظتش را از او خواستهاند ، تباه نمىسازد ، آنچه را به او تذكّر دادهاند ، فراموش نمىكند و ديگران را با لقبهاى زشت نمىخواند . به هيچ كس ستم نمىكند . حسد نمىورزد ، و به همسايهاش ضرر نمىرساند ، و در مصيبتهاى ديگران شادى نمىكند . براى اقامهء نماز شتابان است ، امانتها را به صاحبانشان برمىگرداند ، براى انجام كارهاى زشت كند است ، امر به معروف و نهى از منكر مىكند ، در كارها با جهل و نادانى دخالت نمىكند ، و با ناتوانى از حقّ خارج نمىشود . اگر سكوت كند ، سكوتش او را غمگين نمىسازد و اگر سخن گويد ، سخن نادرست نمىگويد . اگر بخندد ، صداى خندهاش از گوشش نمىگذرد . به آنچه برايش مقدّر شده قانع است . خشمش بر او سركشى نكند ، هواى نفس بر او چيره نگردد ، بخل ، او را شكست نمىدهد و در آنچه به او تعلّق ندارد ، طمع نمىكند . با مردم در آميزد تا چيزى بياموزد ، سكوت مىكند تا سالم بماند ، و مىپرسد تا بفهمد . سكوت نمىكند تا اعجاب ديگران را برانگيزد و سخن نمىگويد تا به ديگران فخر بفروشد . اگر بر او ستم شود ، صبر مىكند تا خداوند انتقام او را بگيرد . نفسش از او در رنج است ، و مردم از او در آسايشند . نفسش را براى آخرتش به سختى انداخته ، و مردم را از شرّ خودش راحت كرده است . دورىاش از ديگران به علّت بىرغبتى و كنارهگيرى [ از مظاهر دنيا ] است ، و نزديكىاش به آنان ، از روى نرمى و رحمت است ، لذا ، دورىاش به خاطر تكبّر و خود بزرگبينى نيست ، و نزديكىاش از روى خدعه و نيرنگ نمىباشد ،