الشيخ الصدوق (مترجم: توحيدى)

61

صفات الشيعة (فارسى)

مردى از اصحاب امير المؤمنين عليه السّلام به نام همّام - كه اهل عبادت بود - برخاست و به على عليه السّلام عرض كرد : يا امير المؤمنين ، متّقين را به گونه‌اى برايم وصف كن كه گويى آنان را مىبينم . حضرت در پاسخ او [ اندكى ] درنگ كرد و سپس فرمود : واى بر تو اى همّام ! از خدا بترس و نيكوكار باش ، زيرا خدا با كسانى است كه تقوى پيشه مىكنند و نيكو كارند . همّام گفت : يا امير المؤمنين ، به حقّ آن كسى كه تو را با ويژگيهاى خاصّش گرامى داشته و با عطاهايش ، برترى داده است ، از تو مىخواهم آنها ( متّقين ) را برايم وصف فرمايى . در اين هنگام امير المؤمنين عليه السّلام برخاست ، حمد و ثناى الهى را بجا آورد و بر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و اهل بيت آن حضرت عليهم السّلام درود فرستاد و در ادامه فرمود : اما بعد [ از حمد خدا و صلوات بر پيامبر و اهل بيت گرامى آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ] ، خداوند سبحان ، جهانيان را در حالى آفريد كه از طاعتشان بىنياز و از نافرمانىشان در امان بود ، زيرا نافرمانى عصيانگران به او زيان نمىرساند و فرمانبردارى اطاعت‌كنندگان به او سودى نمىبخشد . روزى آنها را بينشان تقسيم كرد و در دنيا ، هر كدام را در جايى كه در خور اوست قرار داد . همانا خداوند ، آدم و حوّا را به خاطر كارى كه انجام دادند ، عقوبت فرمود و از بهشت بيرونشان كرد ، زيرا آن دو را [ از نزديك شدن به شجره ] نهى كرد ، ولى با او مخالفت كردند و از اجراى فرمانش سرپيچى نمودند . امّا پرهيزكاران ، در دنيا صاحبان فضيلتند . گفتارشان از روى راستى است ،