الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

17

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

مَنْ كانَ حَيًّا وَ يَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكافِرِينَ » « 1 » » . « 2 » باب ديگر از قبيل باب اول . . . 2 . باب ديگر از قبيل باب اوّل و در اين باب زيادتى وقوع تكليف اوّل « 3 » 1456 / 1 . ابوعلى اشعرى و محمد بن يحيى ، از محمد بن اسماعيل ، از على بن حكم ، از ابان بن عثمان ، از زراره ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده‌اند كه فرمود : « مردم اگر مىدانستند كه آغاز آفرينش يا اول امر خلائق چگونه بود ، دو نفر با هم اختلاف نمىكردند . به درستى كه خداى عز و جل پيش از آنكه خلايق را بيافريند ، فرمود : باش آبِ خوش تا بهشت و اهل طاعت خود را از تو بيافرينم ، و باش آبِ تلخ تا دوزخ و اهل معصيت خويش را از تو خلق كنم . بعد از آنكه به امر خدا موجود گرديدند ، آن دو آب را فرمود تا به هم ممزوج شدند ، و از اين جهت است كه مؤمن ، كافر را مىزايد و كافر ، مؤمن را مىزايد ؛ پس گلى را از روى زمين فرا گرفت و آن را مالش سختى داد ، ناگاه ايشان چون مورچگان مىجنبيدند . بعد از آن ، به اصحاب دست راست فرمود : مىرويد به سوى بهشت ، در حالتى كه سالم و ايمن‌ايد از هر چه بد باشد . و به اصحاب دست چپ فرمود : مىرويد به سوى آتش دوزخ ، و هيچ پروا ندارم . پس آتشى را امر فرمودتا برافروخته شد . و به اصحاب دست چپ فرمود : در آن داخل شويد . ايشان ، از آن ترسيدند و داخل نشدند . و به اصحاب دست راست فرمود : داخل شويد در اين آتش ؛ پس ايشان در آن داخل شدند . و به آتش فرمود : سرد و سلامت باش ؛ يعنى سردى معتدل كه ايشان را به جهت سردى ضرر نرسد ؛ پس آن آتش سرد و سلامت گرديد .

--> ( 1 ) . يس ، 70 . ( 2 ) . يعنى : « قرآن را از عالم بالا فرو فرستاد ، تا بيم كند و بترساند هر كس را كه زنده باشد ؛ يعنى مؤمن باشد ؛ زيرا كه حيات ابدى به ايمان است ، و كافر حكم مرده دارد ؛ بلكه بدتر از آن است ؛ زيرا كه مرده اگر منتفع نمىشود ، متضرر هم نمىشود ، به خلاف كافر كه بر دين خود نفع نمىگيرد و متضرر مىشود ، و تا واقع شود و ثابت گردد « اين » گفتار كه وجوبِ عذاب است بر كافران و ناگرويدگان كه قبول آن نكنند . و ظاهر اين است كه استشهاد به آيه بر اين مطلب بنابر ظاهر ، ظاهر باشد ؛ چه « لِيُنْذِرَ » با ذال « ثخّذ » و « ليندر » با دال « ابجد » ، هر دو در كتابت به يك صورت مىباشند ، و « اندار » - به كسر همزه و سكون نون بر وزن « انذار » - ، به معنى انداختن و كم كردن ظرف است كه متاعى در آن باشد . ( مترجم ) ( 3 ) . و مراد از تكليف اول ، آن است كه پيش از تكليف در دار دنيا واقع شده ، به واسطهء ارسال رسل و انزال كتب ، و آن سه قسم است : اول ، آنچه در عالم ارواح صرف اتفاق افتاد ؛ و دويّم ، آنچه در وقت سرشتن طينت واقع شد ، پيش از آنكه آدم را از آن بيافريند ؛ ، سيم آنچه متحقّق گرديد بعد از آنكه آدم را از آن آفريد ، در هنگامى كه ايشان را از صلب آدم بيرون آورد ، و ايشان چون مورچگان ريزه يا ذرّات هوا در طرف راست و چپ حركت مىكردند . ( مترجم )