الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

15

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

كه از زمين بود افشان نمود ، افشاندنى سخت ، و آنچه را كه از آسمان‌ها بود پراكنده فرمود ، پراكنده كردنى به غايت . بعد از آن ، به آنچه در درست راست او بود فرمود كه : از تو رسولان و پيغمبران و اوصياى ايشان ، و مردمان به غايت راست‌گويان و مؤمنان و نيك‌بختان ، و هر كه نوازش [ و تكريم ] او را مىخواهم ، آفريده مىشود ؛ پس واجب شد از براى ايشان ، آنچه فرمود ، چنانچه فرمود . و به آنچه در دست چپ او بود فرمود : از تو ستمكاران و مشركان و كافران و از حد درگذرندگان ، و هر كه خوارى و بىمقدارى و بدبختى او را مىخواهم ، خلق مىشود ؛ پس واجب شد از براى ايشان ، آنچه فرمود ، چنانچه فرمود . بعد از آن ، اين هر دو سرشت را به هم آميخت ، و اين است معنى قول خداى عز و جل : « إِنَّ اللَّهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوى » ؛ پس « حبّ » ، سرشت مؤمن است كه خدا محبت و دوستى خود را بر آن انداخت ، و « نوى » ، سرشت كافران است كه از هر خوبى دور شدند . و جز اين نيست كه سرشت كافران « نوى » ناميده شده . از براى آنكه سرشت كافران از هر خيرى « نأى » به هم رسانيده و از آن دور شده « 1 » ، و خداى عز و جل فرموده است : « يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ مُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ » « 2 » ؛ يعنى : « بيرون مىآورد زنده را از مرده ، و بيرون مىآورد مرده را از زنده » . و حضرت فرمود : « پس زنده ، مؤمنى است كه سرشتش از سرشت كافر بيرون مىآيد ، و مرده‌اى كه از زنده بيرون مىآيد ، كافرى است كه از سرشت مؤمن بيرون مىآيد ؛ پس زنده ، مؤمن است و مرده ، كافر . و اين است معنى قول خداى عز و جل : « أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ » « 3 » ؛ پس مردنش ، آميزش سرشت او بود با سرشت كافر ، و زندگيش در هنگامى بود كه خداى عز و جل در ميان اين دو جدايى انداخت به سخن خويش . و همچنين خداى عز و جل مؤمن را در وقت زادن از تاريكى بيرون مىبرد به سوى روشنى ، و در آن داخل مىگرداند ، بعد از آنكه در تاريكى داخل بوده ، و كافر را از روشنى بيرون مىبرد به سوى تاريكى ، و در آن داخل مىگرداند ، بعد از آنكه در روشنى داخل بوده و با آن همراهى نموده . و اين است معنى قول خداى عز و جل : « لِيُنْذِرَ

--> ( 1 ) . و نأى - به فتح نون و سكون همزه بر وزن سعى - به معنى دور شدن است . و اين تغيير بنابر ظاهر ، ظاهراست ، چنانچه در حبّ نيز چنين است ؛ زيرا كه حبّ - به فتح حاء و تشديد باء - كه به معنى دانه است ، با حبّ - به ضمّ حاء - كه به معنى دوستى است ، در صورت و ظاهر خط يكى هستند . و ترجمهء ظاهر آيه اين است : « به درستى كه خدا شكافندهء دانه است به گياه ، و استخوان خرما به درخت » . ( مترجم ) ( 2 ) . انعام ، 95 . ( 3 ) . انعام ، 122 .