الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )
9
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)
خدا و اهل بيت من . به درستى كه من از خداى عزّوجلّ درخواستم كه در ميانهء قرآن و ايشان جدايى نيندازد ، تا ايشان را در نزد حوض كوثر بر من وارد سازد ، و خدا اين را به من عطا فرمود . و باز فرمود كه : ايشان را تعليم مدهيد ؛ زيرا كه ايشان از شما داناترند . و فرمود : به درستى كه ايشان ، هرگز شما را از درِ هدايت بيرون نمىبرند و هرگز شما را در ضلالت در نمىآورند . پس اگر رسول خدا صلى الله عليه و آله ساكت مىشد و بيان نمىفرمود كه : اهل بيت او كيست ، هر آينه آل فلان و آل فلان ( يعنى : آل تيم و آل عدى كه ) ولايت و امامت را ادّعا مىكردند ( و مىتوانستند كه اين را ادّعا كنند ) ، و ليكن خداى عزّوجلّ بيان اهل بيت را در كتاب خود فرو فرستاد به جهت تصديق پيغمبر خويش و فرمود كه : « إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » « 1 » ، يعنى : جز اين نيست كه مىخواهد خدا كه ببرد از شما پليدى گناه را اى اهل بيت و خاندان پيغمبر ، و پاك و پاكيزه گرداند شما را از گناهان ، پاك گردانيدنى » ( به غايت بر سبيل دوام و استمرار . حاصل معنى آنكه : اى خاندان محمد صلى الله عليه و آله ، ارادهء جناب اقدس الهى تعلّق گرفته به اينكه جنس گناه را از شما دور دارد ، به وضعى كه يك فرد از افراد آن ، خواه صغيره باشد و خواه كبيره و خواه از روى سهو و فراموشى باشد و خواه از روى عمد ، از شما به وجود نيايد ، تا دامن عصمت شما را به گرد گناه آلوده نگردد و در باب شما غير از اين را اراده نخواهد فرمود ) . و حضرت صادق عليه السلام فرمود كه : « پس على و حسن و حسين و فاطمه پيدا عليهم السلام شدند ، و رسول خدا صلى الله عليه و آله ايشان را در زير عباى خود داخل گردانيد در حجرهء امّ سَلمه ، بعد از آن ، گفت : بار خدايا ، به درستى كه هر پيغمبرى را اهلى و چيز بزرگى بوده كه اهتمام به شأن آن داشته ، و اين گروه ، اهل من و آن چيز بزرگ منند كه به شأن ايشان اهتمام دارم . پس امّ سلمه عرض كرد كه : آيا من از جملهء اهل تو نيستم ؟ پيغمبر در جواب فرمود كه : بازگشت تو به خير و خوبى خواهد بود ، و ليكن اين گروه اهل منند ، و آنچه من به آن اهتمام دارم . و چون قبض روح رسول خدا صلى الله عليه و آله شد ، على عليه السلام سزاوارترين مردمان بود به مردمان در تصرّف نمودن در امور ايشان ، به جهت بسيارى آنچه رسول خدا صلى الله عليه و آله در شأن او به مردم رسانيد از مدايح ، و به پا داشتن او براى مردم و گرفتن آن حضرت دست او را ( يعنى : در
--> ( 1 ) . احزاب ، 33 .