الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

883

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

وصيّت نامه به او رسيده ؟ حضرت فرمود كه : « با من هيچ مانعى نيست كه مرا از اظهار حقّ منع كند ، مگر اين‌كه مىترسم اى معاذ كه ، به روى و روايت كنى به وضعى كه از براى من ضررى داشته باشد » . معاذ مىگويد كه : عرض كردم كه سؤال مىكنم از خدا كه تو را اين مرتبه از پدرانت روزى نموده آن‌كه مثل اين مرتبه را از فرزندت به تو روزى كند پيش از آن‌كه از دنيا رحلت كنى . حضرت فرمود كه : « اى معاذ ، خدا اين را به عمل آورده است » . معاذ مىگويد كه : عرض كردم كه : كيست آن‌كه مىفرمايى فداى تو گردم ؟ حضرت فرمود كه : « همين خفته » و به دست خود ، به سوى امام موسى كاظم عليه السلام اشاره فرمود و آن حضرت خفته بود . 743 / 2 . احمد بن محمد و محمد بن يحيى ، از محمد بن حسين ، از احمد بن محمد ، از ابوالحسن كِنانى ، از جعفر بن نَجيح كِنْدى ، از محمد بن احمد بن عبيداللَّه عُمَرى ، از پدرش ، از جدّش ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده‌اند كه آن حضرت فرمود كه : « خداى عزّوجلّ بر پيغمبر خود نامه‌اى را فرو فرستاد پيش از وفات آن حضرت و فرمود كه : يا محمد ، اين وصيّت تو است به نُجَبه ( بر وزن هُمَزه ، يعنى : برگزيده و بزگوار ) از اهلت . پيغمبر فرمود كه : اى جبرئيل ، نُجبه كيست ؟ جبرئيل عرض كرد كه : على بن ابىطالب و فرزندان آن حضرت عليهم السلام ( و در بعضى از نُسَخ كافى نجبا به جاى نجبه واقع شده ، و معنى آن برگزيدگان و بزرگواران است ) و بر آن نامه مهرها بود از طلا . پس پيغمبر صلى الله عليه و آله آن نامه را به امير المؤمنين عليه السلام داد و او را امر فرمود كه : يك مهر از آن را برگيرد و به آنچه در آن است عمل نمايد . پس امير المؤمنين عليه السلام يك مهر را برگرفت و به آنچه در آن بود ، عمل نمود . بعد از آن ، آن را به پسرش حضرت امام حسن عليه السلام تسليم نمود ، و آن حضرت يك مهر را برگرفت و به آنچه در آن بود ، عمل نمود . بعد از آن ، آن را به سوى حضرت امام حسين عليه السلام دفع كرد ، پس آن حضرت مهرى را برگرفت و يافت كه در آن نوشته بود كه بيرون رو با گروهى به سوى شهادت ، كه ايشان را شهادتى نيست مگر با تو ، و البتّه بايد كه با تو شهيد شوند و جان خويش را به جهت رضاى خداى عزّوجلّ به فروش ، و آن را در راه او در باز ، و آن حضرت چنين كرد . بعد از آن ، نامه را به حضرت على بن الحسين عليه السلام داد و آن حضرت مهرى را برگرفت و يافت كه در آن نوشته بود كه : سر در پيش افكن و خاموش باش ، و ملازم منزل خود باش ، و