الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )
855
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)
منصب آراستهايد ؟ ) فرمود : « ما خزانهداران علم خداييم ، و ماييم ترجمانهاى امر خدا ( كه آن را براى مردم بيان مىكنيم ) . و ماييم گروه معصومين كه خدا ما را از گناهان نگاه داشته ، و خداى تبارك و تعالى امر فرموده به فرمانبردارى ما و از نافرمانى ما نهى فرموده . و ماييم حجت بالغه خدا بر هر كه در زير آسمان و در بالاى زمين است » . 710 / 7 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد ، از حسين بن سعيد ، از عبداللَّه بن بحر ، از ابن مُسكان ، از عبدالرحمان بن ابى عبداللَّه ، از محمد بن مسلم كه گفت : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود : « ائمّه ، به منزلهء رسول خدا صلى الله عليه و آله اند ، مگر آنكه ايشان پيغمبر نيستند و ايشان را حلال نيست از زنان آنچه پيغمبر را حلال مىبود » ( يعنى : بيش از چهار زن به نكاح دوام بر سبيل اجتماع ، و نيز زنى كه خويش را به پيغمبر مىبخشيد ، و به محض اين ، بر آن حضرت حلال مىشد بدون اجراى صيغهء نكاح . و اين مخصوص آن حضرت بود ؛ چنانچه حق تعالى در قرآن تصريح به آن فرموده ) . و حضرت فرمود كه : « امّا آنچه غير از اين باشد ، ايشان در آن به منزلهء رسول خدايند » . 54 . باب در بيان اينكه ائمّه عليهم السلام محدّث و مفهّماند ( كه فرشته ايشان را تحديث مىنمايد و خبر مىدهد و ايشان را تفهيم مىنمايد و مىفهماند ) 711 / 1 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از حجّال ، از قاسم بن محمد ، از عبيد بن زراره روايت كرده است كه گفت : امام محمد باقر عليه السلام به سوى زراره فرستاد كه حَكَم بن عُتيبه را اعلام كند كه : « اوصياى محمد - / عليه و عليهم السلام - / محدّثاند » . 712 / 2 . محمد ، از احمد بن محمد ، از ابن محبوب ، از جميل بن صالح ، از زياد بن سوقه ، از حكم بن عُتيبه روايت كرده است كه گفت : روزى بر حضرت على بن الحسين عليه السلام داخل شدم ، پس فرمود كه : « اى حكم ، آيا مىدانى آن آيه را كه على بن ابىطالب عليه السلام كشندهء خود را به آن مىشناخت ، و مىشناخت به آن امور عظيمهاى را كه مردمان را به آن حديث مىكرد ؟ » حكم مىگويد كه : من با خود گفتم كه بر علمى از علوم على بن الحسين مطلّع شدم كه به واسطهء آن همهء اين امور عظيمه را خواهم دانست ( يعنى : از كلام آن حضرت چنين مستفاد مىشود كه او نيز اين آيه را مىداند ، از او استدعا مىكنم كه آن را به من تعليم كند ) . حكم مىگويد كه : پس عرض كردم : نه ، به خدا سوگند ، كه من آن آيه را نمىدانم . و گفت