الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )
825
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)
كاظم عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « خداى عزّوجلّ بر شيعيان غضب كرد بعد از آن مرا مخيّر گردانيد در ميان هلاك نفس خودم ، يا ايشان . پس - / به خدا سوگند كه - / من ايشان را به جان خويش نگاهدارى نمودم » ( كه اختيار هلاك خويش كردم تا آسيبى به ايشان نرسد ) . 677 / 6 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از وشّاء ، از مسافر روايت كرده است كه گفت : حضرت ابوالحسن امام رضا عليه السلام به او گفت كه : « اى مسافر ، ماهيان در اين چشمه بسيارند ؟ » عرض كرد : آرى ، فداى تو گردم . حضرت فرمود كه : « ديشب رسول خدا صلى الله عليه و آله را در خواب ديدم ، و آن حضرت مىفرمود كه : يا على ، آنچه در نزد ما است ، از براى تو بهتر است » . 678 / 7 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از وشّاء ، از احمد بن عائذ ، از ابو خديجه ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « در نزد پدرم امام محمد باقر عليه السلام بودم در روزى كه در آن وفات فرمود و مرا وصيّت نمود به چيزى چند در باب غسل و در خصوص كفن و در امر دخول آن حضرت در قبر . عرض كردم كه : اى پدر بزرگوار ، به خدا سوگند كه از آن زمان كه بيمار شدى ، هيچ روز تو را از امروز بهتر نديدم ، و اثر مردن را در تو نمىبينم . فرمود كه : اى فرزند عزيز من ، آيا نشنيدى كه على بن الحسين عليه السلام از پس ديوار آواز مىداد كه : يا محمد بيا و تعجيل كن » . باب در بيان اينكه ائمه آنچه را كه بوده و . . . 679 / 8 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد ، از على بن حكم ، از سيف بن عَميره ، از عبدالملك بن اعيَن ، از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود : « خداى عزّوجلّ اسباب يارى را بر امام حسين عليه السلام فرو فرستاد ، به مرتبهاى كه ما بين آسمان و زمين از فرشتگان پر شد . بعد از آن حضرت مخيّر شد در ميان اينكه هر يك از نصرت ، يا لقاى خدا را كه مىخواهد ، اختيار كند . پس آن حضرت ، لقاى خداى عزّوجلّ را اختيار كرد » . 48 . باب در بيان اينكه ائمه عليهم السلام آنچه را كه بوده و آنچه خواهد بود مىدانند ، و بيان اينكه چيزى بر ايشان پوشيده و پنهان نمىباشد - صلوات اللَّه عليهم - 680 / 1 . احمد بن محمد و محمد بن يحيى ، از محمد بن حسين ، از ابراهيم بن اسحاق احمر ، از عبداللَّه بن حمّاد ، از سيف تمّار روايت كردهاند كه گفت : با حضرت امام جعفر صادق عليه السلام بوديم در حِجْر اسماعيل و ما گروهى بوديم از شيعيان ، حضرت فرمود كه : « جاسوسى متوجّه ما است » . به طرف راست و چپ نظر كرديم و كسى را نديديم . عرض