الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )
805
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)
باشد و او را اعلام كند به آن گمراهى كه ولّى ضلالت به آن قرار و استقرار دارد . و به خدا سوگند ، كه هر كه به شب قدر ، تصديق كند ، بايد كه بداند ، يا مىداند كه آن شب ، از براى ما و مخصوص ما است ؛ به جهت فرمودهء رسول خدا صلى الله عليه و آله به على عليه السلام در هنگامى كه وفاتش نزديك شد . كه : اين ولىّ و صاحب اختيار شما است بعد از من . پس اگر او را اطاعت كنيد ، راه راست يابيد ، و ليكن هر كه به آنچه در شب قدر است ايمان نياورد ، انكار خواهد كرد ، و هر كه ايمان آورد به شب قدر ، از كسانى كه بر غير اعتقاد ما هستند ، جايز نيست كه در ايمان تصديق او كنند ، مگر آنكه اعتقاد كند كه آن شب از براى ما است و هر كه به آن قائل نباشد ، دروغگوست . به درستى كه خداى عزوجل از اين بزرگتر است كه امر را به ارواح و فرشتگان ، به سوى كافر فاسقى فرود آورد . پس اگر بگويد به سوى خليفه فرود مىآيد ، آنچه خليفه بر آن استقرار دارد از امور رياست ، همين گفتهء ايشان چيزى نيست كه جواب داشته باشد ( و لهذا حضرت نفى شيئيت از آن فرموده ، جواب از آن نفرمود ) . پس اگر بگويند كه : چنان نيست كه به سوى كسى فرود آيد ، پس ممكن نيست كه چيزى فرود آيد به سوى هيچ ، كه چيزى نباشد . و اگر از رهگذر بىفكرى اين را بگويند ، زود باشد كه قائل و معترف شوند كه : اينكه گفتهاند هيچ نيست ، پس به حقيقت كه گمراه شدهاند ؛ گمراهى دورى » . 42 . باب در بيان اينكه علم ائمه عليهم السلام در شب جمعه زياد مىشود 654 / 1 . حديث كردند مرا احمد بن ادريس قمّى و محمد بن يحيى ، از حسن بن على كوفى ، از موسى بن سعدان ، از عبداللَّه بن ايّوب ، از ابو يحيى صنعانى ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه گفت : آن حضرت به من فرمود كه : « اى ابو يحيى ، به درستى كه ما را در شبهاى جمعه حالتى است از حالات ، و شأن و عظمتى داريم كه در ساير اوقات هفته نداريم » . راوى مىگويد كه : عرض كردم كه فداى تو گردم ، آن شأنى كه مىفرمايى ، چيست ؟ حضرت فرمود كه : « خدا اذن مىدهد ارواح پيغمبرانِ مردگان و ارواح اوصياى ايشان را كه مردهاند ، و روح وصييى كه در ميانهء شما است ، با ارواح اوصيا و انبيا به سوى آسمان عروج مىكنند و بالا مىروند ، تا آنكه به عرش پروردگار خويش مىرسند ، پس هفت مرتبه به دور عرش مىگردند ، و در نزد هر پايهاى از پايههاى عرش ، دو ركعت نماز مىكنند ، بعد از آن خدا آن ارواح را به سوى بدنهاى اصلى ( يا مثالى كه در آنها بودهاند ) ، بر مىگرداند . پس انبيا و