الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

801

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

بودند و ليكن مأمور شدند كه در آن ، به چه كيفيّت عمل كنند » . سائل مىگويد كه : عرض كردم كه : اين را از براى من بيان فرما . حضرت فرمود كه : « رسول خدا از دنيا نرفت ، مگر در حالتى كه حافظ مجمل علم و تفسير آن بود » . عرض كردم كه : پس آنچه در شب‌هاى قدر به او مىرسيد ، علم چه چيز بود ؟ حضرت فرمود كه : « امر و آسانى در آنچه دانسته بود » ( ملخص بيان تفسير آن حضرت ، آن‌كه حضرت رسول ، علم كلّى داشت و در شب قدر تشخيص و تعيين آن مىشد ، و وضع مىگرديد كه او را ميّسر مىگرديد كه به مردم بفهماند . و داستان اين ، چون داستان متعلّم است كه علم را تعليم مىكند و مىفهمد ، و ليكن او را ميّسر نيست كه آن را به غير تعليم دهد ، امّا چون در ذهن او متعيّن شود به طور جزئيّت و به اطراف آن احاطه نمايد ، او را تعليم غير ممكن مىشود ) . سائل عرض كرد كه : پس آنچه ايشان را در شب‌هاى قدر حادث مىشود ، علمى است غير از آنچه پيش دانسته‌اند ؟ حضرت فرمود كه : « اين از جملهء آنهاست كه پيغمبر و ائمه مأمورند به كتمان آن ، و بايد كه به كسى نگويند و تفسير آنچه را كه از آن سؤال كردى ، غير از خداى عزّوجلّ كسى نمىداند » . سائل عرض كرد كه : آيا اوصيا مىدانند آنچه را كه پيغمبران ايشان نمىدانند ؟ حضرت فرمود : « نه ، زيرا كه چگونه مىشود كه وصيّى غير علم آنچه را كه به سوى او وصيت شده ، بداند » . سائل عرض كرد كه : آيا ما را مىرسد كه بگوييم كه : يكى از اوصيا مىداند آنچه را كه ديگرى از ايشان نمىداند ؟ حضرت فرمود : « نه ، هيچ پيغمبرى از دنيا نرفت ، مگر آن‌كه علمى كه داشت ، در جوف وصى او ( كه مراد از آن نفس ناطقه است ) قرار گرفت . و جز اين نيست كه فرشتگان و روح ، در شب قدر فرود مىآيند ، با آن حكمى كه در ميان بندگان ، به آن حكم مىشود » . سائل عرض كرد كه : آيا اين حكم را دانسته بودند ؟ حضرت فرمود : « بلى ، آن را دانسته بودند ، و ليكن بر امضا و اجراى چيزى از آن استطاعت آن نداشتند تا آن‌كه در شب‌هاى قدر ، مأمور شوند كه به چه كيفيت كار كنند تا سال آينده » . سائل عرض كرد كه : يا ابا جعفر ، نمىتوانم كه اين را انكار كنم . حضرت باقر عليه السلام فرمود كه : « هر كه اين را انكار كند ، از ما نيست » . سائل عرض كرد كه : يا اباجعفر ، مرا خبر ده كه آيا پيغمبر را در شب‌هاى قدر چيزى مىآمد كه آن را ندانسته باشد ؟ حضرت فرمود كه : « حلال نيست تو را كه از اين سؤال كنى ، امّا علم آنچه بوده و آنچه خواهد بود . هيچ پيغمبرى و وصيّى