الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

799

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

در راه خدا جهاد مىكنند ، از آنان كه تخلّف ورزيده به جهاد نمىروند ، دفع مىنمايد و عذاب نمىفرمايد . و چنان نمىدانم كه در اين زمان جهادى بوده باشد ، مگر حج كردن و عمره به جا آوردن و كسى را زنهار و امان دادن » ( يا در مسجد معتكف شدن ، يا درست همسايگى كردن ، كه به همسايگان ضرر نرساند و اوّل از اين سه معنى ظاهرتر است ) . 652 / 8 . راوى گفت كه : مردى به خدمت امام محمد باقر عليه السلام عرض كرد كه : يا ابن رسول اللَّه ، بر من غضب مكن . حضرت فرمود كه : « براى چه غضب كنم ؟ » عرض كرد كه : به جهت آنچه مىخواهم كه تو را از آن سؤال كنم . فرمود كه : « آنچه مىخواهى سؤال كنى ، بگو » . عرض كرد كه : غضب نمىفرمايى ؟ فرمود كه : « سؤال كن كه غضب نمىكنم » . آن مرد عرض كرد كه : مرا خبر ده از فرمودهء خويش در باب شب قدر و فرود آمدن فرشتگان و روح به سوى اوصياى پيغمبر ، كه آيا آن امرى را كه پيغمبر خدا صلى الله عليه و آله نمىدانسته ، به نزد ايشان مىآورند ، يا امرى را كه رسول خدا صلى الله عليه و آله مىدانسته ، به نزد ايشان مىآورند و حال آن‌كه من مىدانم يا تو مىدانى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله از دنيا رفت و چيزى از علم آن حضرت نبود كه على عليه السلام آن را حفظ نكرده باشد و در دل خويش جا نداده باشد . حضرت باقر عليه السلام فرمود كه : « اى مرد ، من و تو را چه فايده از اين سؤال و جواب آن حاصل مىشود كه باعث شده كه تو بر من داخل شوى ؟ » ( يعنى : كى تو را به اينجا فرستاده كه از اين مقوله سؤال كنى ؟ ) . سائل عرض كرد كه : قضاى خدا مرا بر تو داخل كرده براى طلب كردن دين . حضرت فرمود : « چون چنين است ، پس بفهم آنچه را كه به تو مىگويم . به درستى كه چون رسول خدا صلى الله عليه و آله را به آسمان بردند ، فرود نيامد تا آن‌كه خداى جلّ ذكره ، علم آنچه را كه بود و آنچه خواهد بود ، او را اعلام فرمود ، و بسيارى از اين علوم كه به آن حضرت تعليم داده ، مجملات بود كه تفسير و بيان آنها در شب قدر مىآمد . و على بن ابىطالب نيز همچنين بود كه مجملات علم را دانسته بود و تفسير آنها در شب‌هاى قدر مىآمد ؛ چنانچه آن علم با رسول خدا صلى الله عليه و آله بود و به همين طريق كه از خدا تعليم گرفته بود ، به على عليه السلام تعليم داد » . سائل عرض كرد كه : آيا در مجملات تفسيرى نبود ؟ حضرت فرمود : « بلى ، تفسير بود ، و ليكن جز اين نيست كه اين تفسير با امرى بود كه از جانب خداى تبارك و تعالى مىآمد در شب‌هاى قدر به سوى پيغمبر و اوصياى او كه چنين و چنين بكن ، ايشان آن امر را دانسته