الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

785

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

ايشان كيانند ؟ فرمود كه : من و يازده تن از صلب من كه امامان محدّث‌اند . تو عرض كردى كه : شب قدر را اعتقاد ندارم كه بوده باشد ، مگر با رسول خدا صلى الله عليه و آله ( كه چون آن حضرت از دنيا رفت ، شب قدر تمام شد ) . پس آن فرشته كه على عليه السلام را حديث مىكرد ، از براى تو ظاهر شد و گفت : اى عبداللَّه ، دروغ گفتى ، چشم‌هاى من ديد آنچه را كه على عليه السلام تو را به آن خبر داد و چشم‌هاى آن حضرت آن را نديد ( يعنى : من آن فرشته كه على را حديث مىكرد ، ديدم و على عليه السلام او را نديد و ليكن آنچه آن فرشته گفت در دل آن حضرت جا كرد و در گوش او قرار گرفت ) . بعد از آن ، آن فرشته بال خويش را به تو زد و به اين سبب كور شدى . حضرت فرمود كه : پس ابن عبّاس گفت كه : آنچه ما در آن اختلاف كرديم ، حكم آن مفوّض است به خدا . من به او گفتم كه : آيا خدا در حكمى از احكام خود به دو امر حكم فرموده ؟ گفت : نه . گفتم : در اينجا خود هلاك شدى و ديگران را هلاك گردانيدى » . 647 / 3 . و به همين اسناد از امام محمد باقر عليه السلام روايت است كه فرمود : « خداى عزّوجلّ در باب شب قدر فرموده است كه : « فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ » « 1 » » . حضرت فرمود كه : « خدا مىفرمايد كه : هر امر محكمى در شب قدر فرود مىآيد . و محكم ، دو چيز نيست ، بلكه آن يك چيز است . پس هر كه حكم كند به چيزى كه در آن اختلافى نباشد ، به حكم خداى عزّوجلّ حكم كرده است . پس هر كه حكم كند به چيزى كه در آن اختلافى باشد و چنان بيند كه صوابْ كار است ، به حكم طاغوت حكم كرده است . به درستى كه در شب قدر ، تفسير همهء امور ، سال به سال ، بر ولىّ اين امر ( كه امام است ) فرود مىآيد ، و در آن مأمور مىشود در امر خويش به امورى چند كه چنين و چنين ( كنايه است از آن ) و در امر مردم ، به امورى چند همچنين . و به درستى كه حادث مىشود از براى ولىّ اين امر ، علم خاصّ خداى عزّوجلّ و آنچه مكنون و عجيب و مخزون است در هر روز غير از اين ، به قدر آنچه در اين شب فرود مىآيد از امر » . بعد از آن ، اين آيه را خواند كه : « وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ » « 2 » ، يعنى : « و اگر بودى آنچه در زمين است از درختان ، قلم‌ها و درياى محيط ( با وسعتى كه دارد ) مداد دهد آن را از پس آن ، و بعد از

--> ( 1 ) . دخان ، 4 . ( 2 ) . لقمان ، 27 .