الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

777

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

كه ما هستيم بيم‌كنندگان . در آن شب جدا كرده شود و فيصل داده شود هر كارى كه حكم كرده شده ( و محكم گرديده شده در همهء سال ، در هر سال بر سبيل استمرار و اتّصال ؛ زيرا كه فعل مضارع ( يعنى : يفرق ) دلالت بر تجدّد و حدوث دارد ، و آن مستلزم استمرار است ) در حالتى كه اين امر ، حكيم ( يا مقصود از آن ) امرى است كه حاصل است از نزد ما . به درستى كه ما هستيم فرستندگان » . پس اگر به تو بگويند كه : خداى عزّوجلّ فرشتگان را نمىفرستد مگر به سوى آن‌كه پيغمبر باشد ، بگو كه : اين امر حكيم ، كه در آن شب جدا مىشود از فرشتگان و روح كه فرود مىآيند به حكم آيهء كريمهء سورهء قدر ، آيا از آسمان به سوى آسمانى ديگر ، يا از آسمان به سوى زمين است ؟ پس اگر بگويند كه : از آسمان به سوى آسمانى ديگر فرود مىآيد ، فاسد است ؛ زيرا كه در آسمان ، كسى نيست كه از طاعت به سوى معصيت رجوع كند ؛ چه اهل آن فرشتگانند و مرتكب معصيت نمىشوند كه محتاج به منع و زجر باشند . پس اگر بگويند كه : از آسمان به سوى زمين فرود مىآيد ، و حال آن‌كه اهل زمين ، محتاج‌ترين خلائق‌اند به سوى اين ، بگو كه : آيا ايشان را چاره‌اى مىباشد از سيّد و بزرگى كه به سوى او محاكمه كنند . پس اگر بگويند كه : خليفه ( يعنى : سلطان عصر و خلفاى جور حاكم ايشان است ) ، بگو كه : « اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ » تا « خالِدُونَ » « 1 » ، يعنى : « خدا دوست و يار كسانى است كه ايمان آورده‌اند و متولىّ امر ايشان است ، بيرون مىآورد ايشان را به توفيق و هدايت ، از تاريكىهاى كفر و ضلالت به سوى نور ايمان ( كه هدايت به آن است ) ، و آنان كه كافر شده‌اند ( و حقّ را پوشيده‌اند ) ، دوستان ايشان شياطين‌اند ، و ساير اهل ضلالت و غوايت ( كه طاغوت بر ايشان اطلاق مىشود ) ، بيرون مىآورند اين طواغيت ، كافران را از نور ايمان به سوى تاريكىهاى كفر و ضلالت ( اين گروه طاغوت ، با كافران ملازمان آتش دوزخ‌اند ) و ايشان در آن آتش جاويد مانندگانند » ( كه از آن بيرون نخواهند آمد ) . و حضرت فرمود كه : به جان خودم سوگند كه در زمين و در آسمان ، هيچ ولىّ و دوستى از براى خداى عزّ ذكره نيست ، مگر آن‌كه مؤيّد است ( كه خدا او را تأييد و تقويت فرموده ) ، و هر كه مؤيّد شد ، خطا نمىكند ، و هيچ دشمنى از براى خداى عزّ ذكره در زمين نيست ، مگر آن‌كه

--> ( 1 ) . بقره ، 257 .