الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )
775
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)
از اظهار آن بود ( و مىتوانست كه آن را اظهار نكند ؟ ) پس خواهند گفت : نه ، و چون اين را گفتند ، به ايشان بگو كه : اختلافى بود در آنچه رسول خدا از علم خداى عزّ ذكره اظهار نمود ؟ پس اگر بگويند : نه ، پس به ايشان بگو كه : هر كه به حكم خدا حكم كند كه در آن حكمى كه كرده ، اختلافى باشد ، آيا با رسول خدا صلى الله عليه و آله مخالفت كرده ؟ خواهند گفت : آرى ، پس اگر بگويند : نه ، سخن اوّل خويش را باطل كردهاند ( چه در اوّل گفتند كه در كلام رسول خدا اختلافى نبود ) . پس به ايشان بگو كه : « ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ » « 1 » ، يعنى : « تأويل و تفسير متشابه را ( كه منشأ اختلاف است ) ، كسى نمىداند ، مگر خدا و مگر راسخين در علم » . پس اگر بگويند كه راسخين در علم كيانند ؟ بگو كه : آنكه در علمش مختلَف نباشند ( به اينكه در امرى در زمانى حكمى از او صادر نشود ، و بعد از آن ، در همان امر و همان زمان ، حكمى ديگر كه مخالف حكم اوّل باشد از او سر زند ) . پس اگر بگويند كه : آنكه در علم او اصلًا اختلافى نيست ، كيست ؟ بگو كه : رسول خدا صلى الله عليه و آله صاحب چنين علمى بود . پس آيا رسول صلى الله عليه و آله اين علم را به مردم رسانيد يا نرسانيد ؟ پس اگر بگويند كه : رسانيد ، بگو كه : آيا كه پيغمبر صلى الله عليه و آله كه رحلت نمود ، خليفه بعد از او مىدانست علمى را كه در آن اختلاف نباشد ، پس اگر بگويند : نه ، بگو كه : خليفهء رسول خدا صلى الله عليه و آله بايد كه من عنداللَّه مؤيد باشد ، و رسول خدا صلى الله عليه و آله خليفهء خود نمىگرداند مگر آن كس را كه به حكم او حكم كند ، و مگر آنكه را كه مثل او باشد در جميع صفات ، مگر پيغمبرى . و اگر رسول خدا صلى الله عليه و آله چنين بوده كه در علم خويش كسى را خليفه نفرموده ، كسانى را كه در اصلاب مردان بودهاند از آنان كه بعد از او موجود شده و مىشوند ، ضايع نموده . پس اگر به تو بگويند كه : علم رسول خدا صلى الله عليه و آله از قرآن بوده ، بگو : « حم * وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ * إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ * فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ * أَمْراً مِنْ عِنْدِنا إِنَّا كُنَّا [ مُرْسِلِينَ ] » ( و آنچه از قرآنكه طىّ ذكر آن در اينجا شده ، اين است كه : « إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ * فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ * أَمْراً مِنْ عِنْدِنا » « 2 » ) ، يعنى : « سوگند به حكمت و حلم و حمايت و ملك و مجد و منّت ما ( بنابر بعضى از تفاسير ) ، و به اين كتاب روشن يا روشنىبخش ( يعنى : قرآن ) كه به درستى و حقيقت كه ما فرو فرستاديم آن را در شبى با بركت و عظمت ( كه شب قدر است ) . به درستى
--> ( 1 ) . آل عمران ، 6 . ( 2 ) . دخان ، 1 - 5 .