الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )
747
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)
همان وضعى كه نسبت به پدرم بود ، با من نيز چنان بود . و قائم ما كسى است كه چون آن را بپوشد ، پر كند آن را و بر قامتش راست آيد . انشاءاللَّه تعالى » . 625 / 2 . حسين بن محمد اشعرى ، از مُعلّى بن محمد ، از حسن بن على وشّاء ، از حمّاد بن عثمان ، از عبدالأعلى بن اعيَن روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود : « در نزد من است سلاح رسول خدا ، و كسى نمىتواند كه با من در باب آن منازعه كند » . بعد از آن فرمود كه : « از اين سلاح دفع شده ( هر معصيت كارى كه مالك آن نمىتواند شد ) ، و اگر در نزد بدترين خلق خدا گذاشته بود ، بهترين ايشان بود » . پس فرمود كه : « اين امر ( يعنى امامت ) منتقل مىشود به سوى كسى كه زير زنخها به جهت او پيچيده شود ( و مراد آن است كه مردمان در نزد او گردنها را كج كنند ؛ زيرا كه در كج كردن گردن ، پيچى در حَنك به هم مىرسد ) . پس چون از جانب خداى عزّوجلّ در باب او مشيّت واقع شود ، بيرون آيد ، و مردم از روى تعجّب مىگويند كه : اين كس كه تازه به هم رسيده ، كيست و چه كاره است ؟ ( يا اين ، آنكه بود ، نيست ، يعنى : پيش از اين چنين نبود ) . و خدا به جهت او دست حمايت بر سر رعيّتش گذارد » . 626 / 3 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از حسين بن سعيد ، از نضر بن سُويد ، از يحيى حلبى ، از ابن مُسكان ، از ابوبصير ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت : آن حضرت فرمود كه : « رسول خدا صلى الله عليه و آله در ميان متاع ( يا از جمله متاع خويش ) ، شمشيرى وا گذاشت ، و همچنين زرهى ، و نيز عصا و پالان و استر شهباى خود ( كه سفيدى آن بر سياهى غالب بود ) . پس همهء آنها را به على بن ابىطالب عليه السلام ميراث داد » . 627 / 4 . حسين بن محمد ، از مُعلّى بن محمد ، از وشّاء ، از ابان بن عثمان ، از فضيل بن يَسار ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « پدرم ، زره گشاد رسول خدا صلى الله عليه و آله را پوشيد ( يا معنى آن است كه آن زرهى را پوشيد كه مُسمّى بود به ذات الفضول ، پس آن زره به واسطهء بلندى كه داشت ) ، خطّى را در زمين احداث نمود ، و من آن را پوشيدم پس زياد آمد » ( يا در درازى و يا در پهنى و احتمال دارد كه معنى اين باشد كه خطّى كه در هنگام پوشيدن من احداث نمود ، زياد بود از آن خطّى كه در وقت پوشيدن پدرم به هم رسيد . و اظهر اين است كه معنى اين باشد كه : زيادتى به مرتبهاى نبود كه موجب احداث خطّ باشد ، و هر چند كه موافق نبود ) .