الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )
691
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)
اضلال در اعلا مرتبهء مهيّايى خواهد بود ) . راوى مىگويد كه : پس حضرت به دست خويش اشاره به سينهء مبارك خود فرمود ، و فرمود كه : « ماييم اهل ذكر و ماييم سؤال شدگان » . 554 / 8 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد ، از وشّاء ، از ابوالحسن حضرت امام رضا عليه السلام كه گفت : شنيدم از آن حضرت كه مىفرمود : « حضرت على بن الحسين عليهم السلام فرمود كه : از جملهء واجبات بر ائمّه ، چيزى است كه بر شيعيان ايشان واجب نيست . و بر شيعيان ما گروه ائمّه ، چيزى واجب است كه بر ما واجب نيست . خداى عزّوجلّ ايشان را امر فرموده كه از ما سؤال كنند ، و فرموده كه : « فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » ، پس ايشان را امر فرموده كه از ما بپرسند و جواب ايشان بر ما واجب نيست . اگر خواهيم جواب مىدهيم و اگر خواهيم باز مىايستيم » . 555 / 9 . احمد بن محمد ، از احمد بن محمد بن ابى نصر روايت كرده است كه گفت : عريضهاى به خدمت امام رضا عليه السلام نوشتم و در بعضى از آنچه نوشتم ، اين بود كه : خداى عزّوجلّ فرموده است كه : « فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » ، و باز خداى عزّوجلّ فرموده است كه : « وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » « 1 » ، يعنى : « و روا نيست و نشايد مؤمنان را كه بيرون روند همهء ايشان » « 2 » ( تا آخر آنچه در باب فرض علم گذشت ) . پس سؤال كردن بر ايشان واجب شده ، و حال آنكه جواب ايشان بر شما واجب نيست ؟ حضرت فرمود كه : « خداى تبارك و تعالى فرموده است كه : « فَإِنْ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّما يَتَّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ » « 3 » ، يعنى : پس اگر اجابت نكنند تو را ، پس بدان كه جز اين نيست كه ايشان پيروى مىكنند خواهشهاى خويش را . چه كسى گمراهتر است از آنكه پيروى كند خواهش خويش را » ( و مقصود حضرت از ذكر آيه ، اين است كه از اين آيه معلوم مىشود كه كسانى هستند كه اجابت نمىكنند ، و پيروى حقّ نمىنمايند ، و آن را قبول نخواهند كرد ، پس جواب عبث
--> ( 1 ) . توبه ، 122 . ( 2 ) . اما چرا تعدادى از آنها بيرون نروند ، و كوچ نكنند تا در دين تفقه كنند ، و قوم خودشان را پس از آن كه به سوىقومشان بازگشتند ، انذار نمايند ، تا شايد كه قومشان حذر كنند . ( 3 ) . قصص ، 50 .