الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )
679
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)
19 . باب در بيان آنچه خداى عزّوجلّ و رسول او واجب گردانيدهاند از بودن با ائمّه عليهم السلام 540 / 1 . حسين بن محمد ، از مُعلّى ابن محمد ، از وشّاء ، از احمد بن عائذ ، از ابن اذينه ، از بُريد بن معاويه عِجلى روايت كرده است كه گفت : امام محمد باقر عليه السلام را سؤال كردم از قول خداى عزّوجلّ : « اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ » « 1 » ، حضرت فرمود كه : « از صادقين ، ما را قصد فرمود » . 541 / 2 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از ابن ابى نصر ، از حضرت ابوالحسن امام رضا عليه السلام روايت كرده است كه گفت : آن حضرت را سؤال كردم از قول خداى عزّوجلّ : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ » ، يعنى : « اى گروه مؤمنان ، بپرهيزيد از عذاب خداوند عالميان و باشيد با راستگويان » . حضرت فرمود كه : « راستگويان ، امامانند و صدّيقان ، به فرمانبردارى ايشان » ( و صِدّيق ، به كسر صاد و دال مشدّد آنكه بسيار راستگو باشد و آنكه گفتار خويش را به كردار ، راست گرداند و آنكه به غايت كسى را تصديق كند . پس اگر مراد از آن ، ائمّه عليهم السلام باشد ، معنى حديث اين مىشود كه صادقان - كه خدا امر به بودن با ايشان فرموده - صدّيقانند ؛ به هر سه معنى به سبب فرمانبردارى ايشان خدا و رسول را و در اين ، اشعارى است به دليل انحصار صادقين در ايشان ؛ چه اگر صدق فى الجمله كفايت كند ، بايد كه مؤمنين ، يا همه كس باشند ؛ زيرا كه كم كسى است كه فى الجمله راست نگويد ، بلكه وجود ندارد و غير از ائمّهء معصومين ، كسى نيست كه در همه چيز و در همه حال و در هر زمان ، صادق باشد . و اگر مراد از صديق ، غير امام باشد ، از آنها كه به غايت تصديق ائمّه مىنمودهاند ، چون سلمان و ابوذر و مانند ايشان ، پس امر به بودن با ايشان ، به اعتبار آن است كه ايشان با ائمّهاند . و بعضى گفتهاند كه معنى حديث ، اين است كه صديقان ، به سبب طاعت ائمّه صديق شدهاند ) . 542 / 3 . احمد بن محمد و محمد بن يحيى روايت كردهاند ، از محمد بن حسن ، از محمد بن عبدالحميد ، از منصور بن يونس ، از سعد بن طَريف ، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه : هر كه دوست دارد كه زندگانى كند ، آن زندگانى كه شباهت به زندگانى پيغمبران داشته باشد ، و بميرد آن مردنى كه به مردن شهيدان ماند ، و ساكن شود
--> ( 1 ) . توبه ، 119 .