الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

63

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

[ خطبهء كافى ] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ستايش خداى راست كه براى نعمتش ستوده ، و براى قدرتش پرستيده شده ، و در سلطنتش فرمان‌برى گرديده ، و به جهت شوكتش ، از او بيم دارند . به آنچه در نزد اوست ، رغبت دارند ، و فرمانش بر همگان جارى است . والاست ، پس برترى يافته است ، و نزديك است ، در عين بلند مرتبگى ، و فراتر از هر ديدى است ، كسى است كه آغازى ندارد و پايانى برايش نيست . پيش از همه چيز بر جا بوده ، و ماندگارى است كه نگهدار آنهاست . و زبردستى كه نگهدارى همه چيز او را خسته نمىكند ، و توانمندى است كه با بزرگىاش يگانهء ملكوت است ، و با قدرتش در بزرگ‌منشى يكه و با حكمتش ، حجت‌هايش را براى بندگانش آشكار كرده است . همه چيز را به صورت انشا پديد آورد ، و با توان و حكمتش آنها را آغاز نمود ؛ اما نه از چيزى ، پس اختراع باطل شد ، و نه براى علتى ؛ پس آغاز و ابتكار هم درست نبود . هر چه خواست و هر گونه كه خواست ، آفريد ، تنهاى تنها ، براى آشكار نمودن حكمت و حقيقت و ربوبيتش . عقل‌ها او را فرانگيرند ، و وهم‌ها به كنهش نرسند ، و ديدگان او را نبينند ، و اندازه او را فرانگيرد . بيان از توصيفش ناتوان است ، و ديدگان از مشاهده‌اش نابينا ، و هر گونه تعريفى از او نارسا . بى آن كه حجابى وجود داشته باشد ، محجوب و پوشيده است ، و بدون وجود هر گونه پوششى ، در پرده . بدون ديدن شناخته شده و بدون آن كه صورتى داشته باشد ، تعريف شده ، و بدون اين كه ماده‌اى داشته باشد ، تعريف گرديده است . هيچ معبودى نيست به جز خداى بزرگ و و الا . وهم‌ها از رسيدن به كنهش در حيرتند ، و خردها از اين كه بتوانند به نهايتش برسند ، سر درگم . هيچ تعريفى او را در بر نگيرد ، و هيچ