الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )
655
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)
پس ايشان هيچ چيز را نمىفهمند » . [ أم ] « قالُوا سَمِعْنا وَ هُمْ لا يَسْمَعُونَ * إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ * وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ » ؛ « يا بلكه گفتند : شنيديم ، و حال آنكه ايشان نمىشوند ؛ شنيدنى كه به آن ، نفع يابند . پس گويا نمىشنوند . به درستى كه بدترين جنبندگان روى زمين و حيوانات در نزد خداى تعالى ، كر از شنيدن حقّ ، كه گنگانند در گفتن آن ؛ آنان كه در نمىيابند ( يعنى خود را بر اين مىدارند كه حقّ را نفهمند ) . و اگر خداى تعالى دانستى در ايشان خوبى را كه آن نفع يافتن است ، هر آينه ايشان را شنوا مىكرد ، و لطف و توفيق به ايشان ارزانى مىفرمود . و اگر ايشان را به واسطهء لطف ، شنوا مىگردانيد ، هر آينه بر مىگشتند از آن و ايشان ، اعراضكنندگان بودند » ( يا گروهىاند كه عادت ايشان رو گردانيدن از حقّ و قبول آن است . يعنى چون لطف ، فائده به ايشان نمىرسانيد ، ما ايشان را واگذاشتيم ) ، يا « قالُوا سَمِعْنا وَ عَصَيْنا » « بلكه گفتند كه : شنيديم و نافرمانى نموديم » . بلكه هر يك از امامت و معرفت آن و شنيدن آن به سمع قبول « فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ » « مزيّت نعمت و افزونى كرم خداى تعالى است كه مىدهد آن را بر سبيل تفضّل ، هر كه را كه مىخواهد از بندگان ( كه به آن ، از غير ، ممتاز و سرافراز مىگردد ) و خداى تعالى ، خداوند فضل بزرگ است » ( كه نعم دنيا و آخرت در جنب آن ، مُحقّر و مختصر مىنمايد . و تا از اينجا ترجمهء آياتى است كه حضرت عليه السلام آنها را ذكر فرموده به طريق اقتباس و تضمين در كلام خويش ، و چون فى الجمله تصرّفى در آيات شده بود ، كه با ذكر آن ، موهم اين بود كه آيه چنين باشد و بدون آن درست نبود ، لهذا حقير به ترجمهء آن اكتفا نمود ) . « 1 » بعد از آن ، حضرت فرمود كه : « پس چگونه ايشان را دخلى به اختيار امام و نصب كردن او باشد ؟ و حال آنكه امام ، عالمى است كه جهل ندارد ( و همه چيز را مىداند از آنچه امّت به آن محتاج باشند ، يا نباشند مگر آنچه علمش مخصوص خدا باشد ) . و امّت را مىخواند به سوى حقّ ، يا حافظ ايشان است ، چون شبان ( كه گلّه را محافظت مىكند ) . و جُبن و بيدلى نورزد ، و ناتوانى و ضعف ندارد ( كه از اجراى امور عاجز شود ) ، و معدن پاكيزگى و پاكى است ( كه
--> ( 1 ) . مترجم - / رحمه اللَّه - / آيات را كه در متن فعلى هست ، و احتمالًا با نسخهاى كه در نزدش بوده ، متفاوت بوده و منطبق با آيات قرآن نبوده ، ذكر نكرده ، و به ترجمهء آنها بسنده كرده كه با توجه به نسخهء فعلى ، در داخل پرانتز آورده شد .